Machine transcription
۳۰۲
باب هفدهم
از دماغهٔ «هورن» به نهر «امازون» }--
نمیدانم که بر سطح واپور چسان برامده ام . بلکه ندلاند مرا آورده باشد . بهر صورت بهوای تازه و صاف جگرهای خود را پر میکنم . دور فیق دیگر من نیز در پهلوی من افتاده مدهوشانه و حریصانه هوای تازه را تنفس میکنند. قحط زده گان بیچارگانیکه بسیار وقت از تدارک کردن خوراك محروم مانده باشند ، چون یکبار بطعام برسند از بیم تمام شدن آن بيباك برخوردن جسارت نمیکنند . ولی ما آنچنان نیستیم . سینهٔ خودرا بقدر وسعت آن کشاده هوادر ان داخل میکنیم . و بهر تنفس حیات نوی میگرفتیم . قونسه ی میگفت :
— آه ! مولد الحموضه، که توجه نعمت بزرگی بوده ! افندی از تنفس کردن نترسند. بیقید تنفس کنند . زیرا در نجا بقدر تمام دنیا هواء موجود میباشد .
ندلاند هیچ سخن نمیگوید اما چنه های خود را آنقدر از هم باز میکند که سگماهیها اگر ببینند به ترس و بیم میافتند. دوست کانادایی من تنفس نمیکند بلکه هوا را میخورد !
بزودی قوت گرفتیم . به اطراف خود نظر کردم در سطح واپور بغیر از ماسه نفر دیگر کسی نبود . صاحبان غریب الاطوار نوتیلوس بهوائیکه در داخل سفینه درامده اکتفا کرده اند .
اول سخن من عرض شکران بود به رفقاء زيرا بيك چند قطره هوا حيات مرا خریداری کرده بودند ! ندلاند گفت :
— ما هيچ يك كارى نكرده ايم كه لايق شکر گذاری باشد . هر چه که کرده ایم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
