Machine transcription
٢٠٦
اشا اگر ندلاند بسرعت تمام خود را نمیرسانید و ژیپقین را در قلبكاه جانور فرو نمیبرد
جانور کار کپتانرا تمام ساخته بود .
آبها باز سرخ کردید موج هم بیشتر کردید. در يايك.وج خون آلودي پيدا كرد. ژیپقین
ندلاند تمام بموقع رسید ، و دل جانور را شکافت جانور بیجان شده از حرکت افتاد .
ندلاندکپتانرا بیکسو کشید . کپتان بر پا خواسته سرراست بسوی هندی بیچاره
برفت ، و ریسمانیرا که به سنگ به او مربوط بود باز کرده اور ابه آغوش برداشته ،
و پاهای خود را بشدت بر زمین زده بر سطح بحر با لا برآمد. من و قونسه ی و ندلاند
نیز او را پیروی کرده بعد از چند ثانیه به قایق غواص بنشستیم . اول کاریكه کپتان به
آن تشبث نمود همانا بهوش آوردن هندی بیچاره بود . قونسه ی وکپتان بمالش اعضا
و دیگر کارها بعد از چند دقیقه هندی را بهوش آوردند . چشمانش را چون باز کرد
چهار کله های معدنی بلورین راچون دیده باشد آیا بچه درجه دو چار دهشت و استغراب
شده باشد ؟
كپتان نمو از جيب خود يك کیسه مروارید برآورده به هندی بداد . تصدق و
عطائیکه این آدم دریایی به اینمخلوق بیچاره نمود از طرف او بدست لرزه ناکی قبول شد
واز نظرش چنان معلوم میشد که هیچ ندانست و نشناخت که این مخلوقات عجیب الهیکل
چه جنس و چه نوع مخلوقی خواهد بود که هم حیات به او بخشیدند و هم صاحت ثر
وت گردانیدند !
بعد از ان بنابر اشارت کپتان باز بدريا فرورفتيم . بقدر نیمساعت در میان کشتزار
صدف رفتار کرده به جائیکه لنگر قایق ما آویخته بود رسیدیم و به قایق برآمده بمعاو
نت طایفه ها اسقافا ندرها را کشیدیم . اول سخن کپتان به ندلاند بود که گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
