Machine transcription
٢٠٤
دانستم که این سیاهی سگماهی نبود .
مگر يك هندی بیچارۀ بودکه پیش از زمان آمدن صیادان مروارید برای صید کردن
بمزرعۀ مروارید فرو آمده است . حتی چون ببالا نظر کردم زیر قایق صیاد را نیز
دیدم . صیاد غوطه میخورد ، و بر می آمد چون بقعر دریا میرسید بیجا یکی زانو بر زمین
زده استریدیه هائیکه بدستش میآمد جمع میکرد، و در توبرۀ که بگردنش بود انداخته
بالا میبرآمد .
غواص ما را نمیدید . زیرا سایۀ سنگی که در پناه آن نشسته بودیم ما را از نظر او
پنهان داشته بود ، و هم بخیال و خاطر هندی بیچاره نمیگذشت که مانند خرد انسانها
در قعر بحر نشسته حرکات او را سیر و تماشا میکنند ! من بکمال دقت حرکات صیاد را
سیر میکردم بقدر ده دفعه فرو آمد ، در هر دفعه بقدر ده دانه استریدیه صید کرده باز
بالا برآمد ، آیا در کدام يك ازین صدفها که هندی بیچاره حیات خود را در راه بدست
آوردن آنها بتهلکه انداخته مروارید موجود خواهد بود ؟
دفعۀ یازدهم بود که غواص بیچاره باز فرو آمده در قعر دریا زانو برمین زده بچیدن
صدف مشغول گردیده بود . اما دفعۀ بیچاره صدفها را ترك كرده بكما خوف و هراس
برای بالا برآمدن يك حرکتی اجرا نمود . مگر بر طرف سر خود یکسایۀ بسیار بزرگی
مشاهده کرده بودم از انسبب بدهشت افتاده بود . چون خوب نظر کردم سایه را شنا
ختم که چیست؟ مگر يك سگماهی بسیار بزرگ و دهشتناکی بود که چشمانش مانند آتش
میدرخشید ، و دهنش همچون مغارۀ خنجر داری باز بود . از نظارۀ این منظره من بر
جای خود مانند مردۀ خشك و بیحرکت ماندم ! جانور مدهش يك حملۀ مدهشی بر صیاد
نمود . صیاد بيچاره يك حركتي اجرا نموده خود را بیکسو کشید . اگرچه به این حرکت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
