Machine transcription
۲۰۳
این گوهر بدایع پرور آنقدر قیمت به او بخشیده بود که خارج تقدیر و تخمین بود.
از دیدن آن بحیرت افتاده مبهوت ماندم. دست دراز کرده خواستم که گوهر را
بدست گرفته ثقلت آنرا بدست وزن کنم. ولی کپتان مانع آمده اشارت کرد که نمیشود،
و بچابکی قبضه قمه خود را کشیده دهن صدف بهم آمد. فکر کپتانرا دانستم که چیست
مگر کپتان اینحیوانرا از سالها دیده و شناخته است و مخصوص درینجا گذاشته تا آنکه
بسیار بزرگتر شود. هیچ شبهه نیست که هر سال مواد مایعی صدفیه له حیوان آنرا
افراز میکند بر مروارید مذکور جمع آمده و تصلب کرده جسامت آنرا می افزاید.
و این مغاره که این میوه بسیار عجیب خلقت دران پرورش مییابد بجز کپتان نمو بدیگر
هیچ آفریده معلوم نیست. يك روزی خواهد شد که این گوهر خارقه نما را ازین
مغاره کشیده بدالان موزه خانه نوتیلوس نقل بدهد بذهن خود بزرگی و آبداری
این گوهر عجیبه را با دیگر گوهرهای دیده کی و شنیده کگی خود مقایسه و موازنه کرده
ازده ملیون روپیه کمتر قیمت کرده نتوانستم.
این هم تمام یافت از مغاره برامده باز به اصل مزرعه مروارید که هنوز به آمدن
صیادان بهم برنخورده بود آمدیم.
بعد از انکه بقدرده دقیقه کپتان نمو و مادر میان این کشتزار گوهر بار گردش کردیم کپتان
دفعة توقف نمود و بدست خود اشارت کرد که در میان يك چقورئیکه از خرسنگها
حاصل شده بود و بقدرده قدم دورتر بود درائیم همه مادر ان گودال آمده در پشت
يك خرسنگی نشستیم. کپتان بدست خود بمن يك نقطه را که در پیش بود نشانداد.
بکمال دقت بدان سو نظر انداخته يك سایه دیدم که از بالا بقعر در یا فرو آمد. همانلحظه
فکر سگماهی که از یادم رفته بود وجودم را بلرزه انداخت. اما چون خوب دیدم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
