Machine transcription
۲۰۲
بودند کویا بنظرهای ثابت خود متحیرانه مارا مینگریستند. رفته رفته زمین سرنشیبی
پیدا میکرد تا آنکه بقدر پنجاه متر از سطح بحر بزیر آمدیم . در نجاسنگلاخهای بزرگی
موجود بود که سنگپاره های صاف صاف و بلند بلندی در هر هر جا ایستاده بود . در ین
ا ثنا در پیش روى مايك مغاره واسع و تاريكی كه در ميان يك پشته سنگی باز شده بود
و ضیای شمس در ان پرتونی انداخت پدیدار گردید . کپتان نمودرين مغاره درآمد .
مغاره تاريك بود رفته رفته چشمها نم بتاریکیی مغاره عادت گرفته اطرا ف و سقف
مغاره را دیدم که همه از سنگ بود چون یکقدری پیشتر رفتیم بيك چقوری چاه مانندی
فرو آمدیم که زمین آن با بوصون نام نبات بحری مفروش شده بود . کپتان نمودرینجا
توقف کرده بدست خود یکچیزیرا که در يك گوشه چاه افتاده بود بمن نمود چون نيك
نظر کردم ديدم كه يك استریدیه یعنی صدف نام یکحیوان بسیار بزرگیست . این صدف
آنقدر بزرگ وجسيم يك صدفی بودكه يك پله آن خیلی بزرگتر بود از حوض دالان
نوتیلوس که پیش از ین تعریف آن مذکور گردیده بود .
به این صدف بزرگ نزديك شدم . صدف مذکور در میان آبهای آرام و مستریح
مغاره بکمال راحت و آسوده گی برسر يك سنگ صاف و همواری آرام گرفته بود . مگر
کپتان وجود انحیو انرا درین انجاء میدانست و حالا برای زیارت و احو ا لپرسی او آمده است.
حیوان مذکور پله غلاف خودرا خیلی بالا گرفته جوف آن بخوبی معلوم میشد .
کپتان آهسته آهسته بحيوان تقرب کرد و دسته قمه خود را در میان دو پله آن در آورده
مانع بهم آمدن آن گردید . بعد از ان بدست خویش بکمال دقت گوشتهای درون
صدف را که بقدر سه سیر آنر اتخمین کردم بیکسو کرده یکدانه مرواریی پدیدار گردید
که جسامت آن از یکدانه جوز هندی اصلاکمترنبود . منتظمئی شکل ، شفافیت ، آبداری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
