Machine transcription
۱۷۵
چنانچه من چیزی ندانسته بودم ایشان نیز هیچ نفهمیدند. به تفکر و ملاحظه افتادم. حالت متهیجانهٔ کپتان نموهیچ از نظرم دور نمیشد. تا آنکه درین اثنا این کلام ندلاند که:
وای، طعام برسفره حاضر چیده شده است مرا از گرداب تفکر وارهانید.
بواقعی که سفره حاضر شده بود. مگر کپتان وقتی که سرعت سفینه را امر کرده بود حاضر کردن طعام را نیز با او منظم ساخته بود. قونسه ی گفت:
اگر افندی مساعده فرماید يك نصیحت میکنم.
بگو دوستم!
افندی باید که خوب خود را سیر کند. که میداند که چه میشود چه نمیشود؟
راست میگویی قونسه ی.
بر سفره نشستیم. بکمال سکوت و آرامی طعام خوردیم. بمجردی که از طعام فارغ شدیم يك سنگینی عجیبی در سر و چشمان خود حس کردیم. هر یکی از ما بر گوشهٔ میز تکیه زدیم.
درین اثنا چراغ الکتریکی نیز خاموش گردید تاریکی نیز خواب ما را زیاده گردانید. ندلاند و قونسه ی بخواب سنگینی فرورفته بنای خورنش را گذاشتند. آهسته آهسته بر من نیز بلا اختیار خواب غلبه کرد. هر قدر خواستم که خود داری نمایم و چشمانم را باز کنم. مقتدر نشدم در همانحالت دانستم که این خواب غیر طبیعیست. بهمه حال در طعام ما چیزی دوای بیهوشی انداخته اند. آیا اینچه سر عجیبی خواهد بود که تنها محبوس ماندن ما نی بلکه بیهوش شدن ما را لازم دانسته اند تا ندانیم که در سفینه چه میشود!
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
