Machine transcription
صحیفه ١٤٢ محاربة روس و ژاپان جلد دوم
فضیلت عالیه جنگ پرورانه يك والدۀ بهادر دیگر را نیز چنین حکایت میکنند:
«قو مو تو مازاکی» نام يك حواله داری بود که در صنف عسکری احتیاط ثبت و قید شده بود. چون پیش از وقوع سفر حرب او بصنعت دوافروشی بولایتهای بسیار دور ژاپان رفته بود ؛ والده اش چیزی دیگ و کاسه که داشت همه را فروخته برای جستجوی پسر خود سفر اختیار نمود . پسر كوچك ديگرش نیز برای جستجوی برادر خود بدیگر طرف روانه شد . اما جستجوی والدۀ بیچاره بیهوده میشد . تا آنکه در یکشهر پیسه اش نیز تمام شد . با وجود آنهم والدۀ بیچاره از جستجو فارغ نشد بغیر از يك لباسیکه ستر عورت او را بکند دیگر همه لباسهای خود را فروخته باز براه افتاد . پالیده ، پالیده آخر کار پسر خود را در يك ده بسیار دور دست ولایت «شیبا» پیدا نموده با خود به توکیو آورد ه بدایرۀ عسکریه اش تسلیم نمود .
هدیه و تحفۀ آخرین این والدۀ عسکر به پسرش این بود که یکدسته از موی سر خود ، و يك كتاب خوبی در فن «سوق الجیش» به او عطا نموده
هدیۀ حربیۀ يك بیوه زنی نیز شایان تذکار است : در ماه فبروری يك پیره زنی بدایرۀ حکومت شهر «کوبه» برای دادن اعانۀ حربیه آمده بود . مبلغیکه میخواست اعانه بکند عبارت از ده هزاره ین» بود .
شوهر زن در وقت زنده گی خود پاسبان عبادتخانه مشهور (- اشومی با) بود . این مبلغ ١٠ هزارین از انزمانها تدارك و جمع شده بود . مرد ؛ هنگامیکه بمرض موت گرفتار آمده بود بزن خود وصیت کرد که هر وقتی فرصت ظهور کند بدون تأنی و درنگ در راه بجا آوردن وظیفۀ خدمت پادشاه و وطن همین مبلغ جمع آمده را صرف کند . لهذا زن ، این محاربۀ ژاپان و روس را برای بجا اوردن وصیت زوج خود فرصت خوبی اتخاذ کرده بدون تأنی مبلغ مذکور موروثی خود را آورده به صندوق اعانۀ حربی تسلیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
