Machine transcription
۲۴۹
جنون عشق مساویست مرزمان بام
هزار ساله عبادت بتانمی ارزد
بنوش باده بشرط ادب درین مجلس
گدای درگه پیر مغان بود خوشتر
خرد ز عشق بعید است اگر میدانی
بنیم جرعه از باده هائی رمانی
که ساقیان لطیف اند و دلبر جانی
زتخت و حشمت خاقان و تاج سلطانی
ترا که نیست بضاعت خموش عا[؟]
که شیوه های عجیب است راه طولانی
لب لعلت خراج پادشاهی
به تیری غمزه ام کردی نشانه
نمی ارزد همه خوبان عالم
دلم بردی و رخ پنهان نمودی
تو شاه حسن و من هستم گدایت
سیه بختم نوشتم زین شباهی
زسیل اشک مظلومان بپرهیز
تو عالی همت و من مستحقم
اگر سر را قدم سازم براهت
ندیدم مثلت از مه تا بماهی
نمی ترسی ز خون بیگناهی
پیش عارضت چون برگ کاهی
هلاکم کرده از یک نگاهی
ندارم جز درت دیگر پناهی
که باشد انجوان در سیاهی
حذر میکن زآه صبحگاهی
زکاتم بخش افتادم براهی
ترا کی میتوانم عذر خواهی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
