Machine transcription
۹۵
منصور زوانا الحق و جانگر فدای اوست عشقش چو دیده را روشن گرمیکند
روح الامین و جمله کروبیان عرش بر غربت حسین و حسن گرمیکند
جانم فدای جمله شهیدان کربلا بر حال شان زمین و زمن گرمیکند
عایشه بهر لیلی خود روز و شب مدام
مجنون صفت خفا و علن گرمیکند
بی وصلت جنت الفردوس زندان بود گل بچشمم خار و گلشن دوزخ سوزان بود
روز و شب در مسلها وشنیز جور فرقتت مستمر ور دیده ام سیلاب طوفان بود
سینه قانون گشته و رگهای جانم در فغان عشق ورزیدن بعالم درد بی درمان بود
بوسه زان لعل شکر بار دارم آرزو گر بجان سودا کنی منت بجان ارزان بود
دل زمین بی قصد کردن نمی مقصود است چشم جادویتودا غم آفت دوران بود
خوف کن از خالق و شرم از خلایق صنم پاره پاره سینه ام از ناوک هجران بود
باج گیرد در یمن لعل لبت از لعلت جوین بنده خاک درت کیخسر و خاقان بود
شهد نوشیدن بدون دوست ز هر قاتل است درد بیدرمان که میگویند این هجران بود
راه طور عشق بس دور ست و منزل خوفناک رب ارنی گو طریق موسی عمران بود
اینقدر مغرو حسن خویش بودن خوب نیست زشت و زیبا عاقبت حجی طعمه موران بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
