Machine transcription
٩۴
گر در آئی بچمن سرو قد لاله عذار خجل از رشک رخت غنچه احمر گردد
سنبل و یاسمن و عطر و عبیر و ریحان وز مشام سر زلف تو معطر گردد
کی بود ساعت فرخنده زمان محمود شب تارم بوصال تو منور گردد
خرد حسن جهانگیر زبانم قاصر هم باوصاف جمیل تو مقصر گردد
کامگاران سرافراز و خدیوان زمان بنده کوی تو ای سرو صنوبر گردد
حلقه بر گوش غلام تو شود از سر شوق آستان بوس تو خاقان و سکندر گردد
تاجداران که بافلاک همی ساید سر بتمنای وصال تو قلندر گردد
شوخ ترسا صفتا عایشه بی زر و زور
ساکن نار فراقت چو سمندر گردد
سرو چمان من بچمن گریه میکند مینای دل بسینه من گریه میکند
از بسکه خسته گشته وجود ضعیفم روحم ز سر پریده و تن گریه میکند
وز فرط اشتیاق چنانم ز بیخودی افتاده دل بچاه ذقن گریه میکند
بسمل شدم بتیغ جفای ستمگری وحش و طیور بر سر من گریه میکند
جسم نحیف گشت چو سر زلف پیچ و تاب گردون بحال خسته من گریه میکند
آن شهریار صفدر مردم شکار من بهرش نگر غزال ختن گریه میکند
تصویر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
