Machine transcription
۹۳
گفتم که مرا مهر تو رسوای جهان ساخت گفتا که بلی چونکه هزاران گره کرد
گفتم دل و جان باختهام در ره عشقت گفتا که تمنای منت زنده ز سر کرد
گفتم نظری بر من بیچاره نداری گفتا که ترا بخت بد خویش اثر کرد
گفتم که بعاثث کنی ظلم الی چند
گفت عشق بهر آئینه جهان زیر و زبر کرد
ای ستمگر ز جفا نامی تو بیداد بود همه از جور تو در ناله و فریاد بود
خال رخسار تو شد دانه زلف تو چو دام مرغ دل آمده در دام تو صیاد بود
سرکش سرو خرامان ز من بی زرو دیم زانکه بالا روشی در پیش افتاد بود
با رقیبان همه شب ساغر عشرت نوشی دل من تا بکی از دست تو ناشاد بود
جگرم سنگ و غمت شیشه خراشد در روز فی المثل کوه کنی پیشه فرهاد بود
اینکه با من نظرت نیست ز جای دیگر همه آموختن از جانب استاد بود
تو مشو غره بحسنت که بجهان در گذرد غیر حق عالم و آدم همه بر باد بود
کر یار دلببرم تیغ چو ابر نسیان
عاثث منتظر لطف خدا داد بود
عنقریب است که دیدار میسر گردد مرا بلعل ترا خلق مسخر گردد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
