Machine transcription
درویش که مرکز عمومی عسکر سقوی درلوگر بود حمله ببرند اما گرمی
مهلک دشت که دو نفر را بشهادت رسانده بود مانع شده واپس بخوشی
واز آنجا بقاسم خیل مرکز سابق خود آمدند .
اسری وغنایم جنگ بحضور سردار والا به علی خیل فرستاده شدند .
۲۹ سرطان حمله مشرقی بر کابل
جرگه که بمشرق رفته بود واپس آمده اطلاع داد که حصه زیاد از اقوام
مشرق لشکری تشکیل داده وبطرف تیزین حرکات نمودند ، تا در آنجا
برای روز حمله آماده وتیار باشند .
مجردیکه سقو از این لشکر مشرقی مطلع شد . فوراً چیزی قوه را که
حاضر داشت بطرف منار چکری فرستاده ومحمدی از این لشکر مختصر یکه
هنوز کاملی نشده بود مشوش گردید که اداره محاربه آنرا خودش
مینمود . وبالفعل مسئله را طول نداده در حدود منار چکری بر لشکر
مشرقی تعرض کرد . اگرچه برای لشکر مشرقی امر جنگ تا آنوقت
صادر نشده بود . ولی وقتیکه تیاری عساکر سقو را دیدند
لاچار بمقابله بر آمده وتا حدود کوهائیکه بر بگرامی بسیار مشرف است
[ یعنی ۳ کروه کابل ] عساکر سقورا پسپا ساختند . سقو وقتیکه این حالت
را دید لاچار ترتیبات محاصره خود را درارگ گرفت . اما وقتیکه پیش
نیامدن لشکر مشرقی را حس نمود . خودش حمله دیگری ترتیب داد
که در آنوقت لشکر مشرقی واپس بجاهای خود عودت نموده بودند .
***
جاجی
۳۰ سرطان : اطلاعات لوگر از چند روز باینطرف اینرا نشان میدهد که
در کاریز درویش بر قوای سقوی افزوده شده است . از این رو لازم
شد که قوای جاجی که درقاسم خیل افتاده است زیاد شده يك حمله هم بطرف
خوشی بشود . همین بود که این نقشه بآقای جرنیل صاحب فرستاده
شد . ایشان که آماده بودند فوراً ترتیبات خود را برای فردا گرفته در :
— ٢٦٧ —
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
