Machine transcription
حمله اقوام بر سهاک
٤٨٨
جلد اول - نادر افغان
که محمد صدیق فرقه شتر را در بین خود جا داده اند تا ایشانرا ازان معاندت شان منصرف سازند. این وفد چنین جواب آور دکه «محمد صدیق پناه گزین است ما بهیچ صورت او را بدست کسی نمیدهیم» اما اقوامی که ازینطرف مذاکره میکردند علاوه بر اینکه محمد صدیق را خائن مملکت میدانند او را بطور مخصوص نظر به اجراآت گذشتهٔ او دشمن اقوام سمت جنوبی میشمارند.
چون اقوام سهاک و سلیمانخیل در این موضوع معاندت و اصرار نمودند لذا غالباً خطر پیدا شدن منازعه در بین اقوام احتمال میرفت اگر چه سردار سپه سالار و سردار شاه ولیخان باستعمال قوت در این میدان راضی نبودند، چون محور قضیه مبنی بر عناد قومی بود جلوگیری از آن صعب افتاد.
حملهٔ اقوام بر سهاک: چنانچه به صبح ٢٥ جوزا جرگه فیصله حمله برون قطعی خود ها را بر سهاک و دستگیر نمودن محمد صدیق را قرار دادند. همین بود که اقوام حمزه خیل و منگل و طوطاخیل زیر قیادت میر غوث الدینخان (١) که مبشتر در این جنگ اصرار داشت
(١) طرفدارین حمله بر قوم سهاک سلیمانخیل که نزاع بزرگ قومی تولید و مشکلات زیادر ا در پیشرفت ادرمی افکند و سردار سپه سالار و سردار شاه ولیخان و دگر اراکین اردو نبودند، زیرا که محمد صدیق باصول قومی بخانهٔ آنها ننگ افغانی برده بود و دستگیری آن بقوه موجب غلط فهمی میشد بلکه در نظر داشتند این قضیه را بصورت جرگه فیصله نمایند، در اول نظریه مردم سلیمانخیل و در زیتی هم درین موضوع بهمین قرار بوده میخواستند که این مسئله مصالحه تصفیه شود مگر غوث الدین قوم احمد زائی و منگل وطوطاخیل و گردیزیها را خودسرانه بمقابل این اقوام بنام گرفتار کردن محمد صدیق سوق داد و ازین بی فکری خویش چنین یک نزاع بزرگ قومی را پیدا کرد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
