Machine transcription
اولین بیعت سقوی بحضور سپه سالار غازی
٤٥٧
جلد اول - نادر افغان
ورتبه تا این درجه سفالت و سفاهت و گردن بستگی را برای سقوی میکرد.
سقو زاده سپه سالار صاحب را باطاعت خود دعوت میکند
٢٥: طرف عصر مولوی عبداللطیف نام از مهاجرین کوهاتی که از دو سال ها در افغانستان
بنام هجرت سکونت داشت بطور نمایندگی از طرف سقوزاده رسید. پیام مخصوصی
با خود آور و ساعتی بعد اطاق تخلیه نامبرده بحضور سپه سالار شرف ، چند دقیقه بعد
بیرون آمده با تبختر تمامی قدم زدن گرفت ، از وضعیت او چنین استنباط میشد که انتظار میرود
که پیغام مخصوص او شاید مقام خوبی یافته سپه سالار صاحب هم درعین آنکه انرا مکتوم میما
ساعتی بعد جوابش را خواهند فرمود . ولی از شام یکساعت نگذشته بود که اغلب همکابان
سردار سپه سالار پیغام پوشیده مخصوص او را فهمید هر کدام باندازۀ مشاعر خود ازان پیغا
میخندید چه مجردیکه این نماینده سقوجه از حضور سپه سالار صاحب منصرف شد اعضای
هیئت به حضور شان جمع آمده ایشانرا در یک حالت تاریخی با رقت که دهشت و عزت
نفس از ثنایای آن هویدا بود یافتند، چند دقیقه نگذشت که تبسمی فرموده گفتند
برایشان پیغام بچه سقو را نقل میکنم هرکدام باشتیاق فوق العاده منتظر
شنیدن این پیغام بود سردار سپه سالار این را فرموده از پهلوی خود کاغذی برداشته
بیک نفر دادند که انرا با واز بلند قرائت کند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
