Machine transcription
تشکیلات دسته دزدان که پادشاهی نیز دیده اند
٣٦٦
جلد اول - نادر افغان
حبیب الله بچه سقو - امیر (۱)
حمید الله برادر حبیب الله بچه سقو - معین السلطنه ملقب به سردار اعلی (۲)
سید حسین نائب السلطنه وزیر جنگ (۳)
ملک محسن کلکانی والی خود مختار (٤)
سید محمد قلعه بیگی خود مختار
چهل نفر دسته دناره بچه سقو حسب مراتبهم برکد، جرنیل، کرنیل، نائب سالار
سپه سالار خود مختار .
شیرجان وزیر دربار و معلم خصوصی سقو زاده .
(۱) بچه عبدالرحمن سقو نوکر ملک محسن کلکانی که اولاً بحیثیت یک دزد معمولی بروز کرد و باز در قطعه نمونه جلب شده، در اثنای تنگیها دوره ملازمت گریخت و در عین گریز مرتکب سرقت و قتل شده از هم مشربان خود داره تشکیل داد در محاربه ۱۳۰۳ تکرار در نفری قطعه نمونه جلب و با محمد ولیخان در گردیز بود بعد در جلال آباد بواسطه مجادله که با مردم کرده بود حبس و از محبسخانه محبوسین را با خود گریخانده، در جمعیت سابقه نفوذ افزود، و امنیت شمالی را بدرجه مختل کرد که والی کابل با قوه زیاد به تعقیبش برامد اما سقوزاده، بلطائف الحیل گریخته به تونگی رفته شاگرد یک سماوارچی شد و بعد از چندی بوطن برگشت و در وحشت و اختلال امیت به پیمانه وسیع افزوده در عین زمان با خائنین وطن هم مناسباتی را تأخر و حسب توصیه آنها قطاع الطریقی خود را بلباس مذهبی و پلان سیاسی تحویل داده هر روزه نقشه حرکات خود را از خائنین بزرگ امانی میگرفت و در فراهم آوری مشکلات حکومت میکوشید تا اینکه از تهور جبلی و معاونت اعدای شرف ملی و حرکات فتنه زای امانی تخت افغانی را دزدید و خود لقب جعدی و غیره تراشید و خائنین سلطنت خواه را بخاک سیاه نشانید.
(۲) برادر حبیب الله بچه سقو که تا چندی شاگرد سماوارچی و نان بای و بعداً بادسته سارنده ملحق شده بازنگری میکرد و در آخر به داره برادر خود شامل شد.
(۳) رفیق صمیمی سقو زاده و از جمله زراعت پیشه گان چهاریکار است.
(٤) یکی از ملکان معمولی کلکان که دهقانی میکرد و با دزدان روابط داشت.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
