Machine transcription
۱۳
دیرونه
رفیقم دیشب میگفت :
هنوز برج ساعت زنگ شش را نزده بود که غلام محمد خان از
پل چوبی مرور نموده وارد سرک باغ گردید . آهسته آهسته
از پیش موسیقی خانه باغ بطرف زینه پایان قدم زده سرزینه
محمد بنی خان را ایستاده دید . از آنجا که در وزارت تجارت
چشم آشنائی پیدا کرده بود؛ بمجرد روبرو شدن، غلام محمد خان
دست راست را بالای سینه چپ گذاشته سر خود را اندکی
خم داده :
- سلام علیکم گفت .
محمد نبی خان با چهره بشوش جواب سلام او را گفته
جور پرسانی کرد. او نیز متواضعانه مقابله اخوت نمود
غلام محمد خان امروز بر معتاد دریشی کین بسته که از نکتی سفید
و معمول جبل السراج بود همراه پطلون لاجوردی پاچه فراخ الاچه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
