Machine transcription
عبرت بود - باری بسبب حمله متهورانه خود بعد
از قتل سرداران کفار اسیر شدند و سوی
قسطنطنیه شان می بردند تا بدربار هرقل پادشا
احضار شده بمجازات برسند که خوله همشیره
شان همراه یکدسته سواران تعاقب کرده از
چنگ دشمنان شان رهانید - دیگر کرت
ضرار باز بندی شده تابع چنان جراحت
های شدیده گشت که یقین شهادت او حاصل
شد ه خوله در انتقام برادرش بر آمد : و در
زره وخود چنان مستور بود که هیچ کسی او را
شناخته نتوانست الا آنوقتیکه ضرار را دیده
بی اختیار نعره زد که ای برادر تو زنده هستی؟
همین قدر گفته ملاقات نکردند - تا هر دو وظیفه
غزا بجا آوردند و مقابله را بموفقیت اختتام
ندادند - یکدفعه دیگر هم ضرار بندی می شو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
