Machine transcription
شماره ۳ ۲۹ جلد سوم سال دوم
پنج ده روزیکه در خانه کاپیتان اقامت گزیدیم هما دائماً
آرزوی گریختن داشت و اسیر آرزوی فرار گردیده همیشه
ذهنش مشغول همین فکر بود، پروای خوردن طعام نداشت.
از پنجره خود را بباغچه میانداخت اگر کلکین را بسته میدید،
از پس سیمهای پنجره چشم خود را بکوه فضا دوخته
حزین - حزین مینگریست ازین نگه پیش خود قرار نگذاشتم
که طفل را بچنین جا بگذارم اما گاه - گاه برای اینکه کاملاً
از تفریح محروم نشود؛ بباغچهای اطراف شهر میبردم. مربیه
که بخدمت او مامور بود (مادام که رن) بعضی وقت او را
بباغچه (لوکسه نبورغ) و هر روز بباغچه رصدخانه میبرد درین باغچه
(لومه ری) نام زنی برایش شیر میآورد. بر میوجه هر روز
بچنین اعتیادهای تازه که موافق طبیعت او باشد،
آموخته میشد. این بود که نسبت بمربیه خود یکحس
محبت و مربوطیت عمیق پیدا کرد. این مربوطیت انقدر
زیاد شد که بعضی اوقات مشاهده این حال انسان را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
