Machine transcription
جلد سوم ، سال دوم
۳۷
شماره ۴
قابل غریبہ است . چہ ، این طفل در جنگلی انداخته شده .
در آنجا مدت زیاد خوی و خو مانده . بعد از نقل بہ پاریس
در حال طفل اثر یک حیات سرسریانہ و منزوی دیدہ
میشد . اشیای مستعملہ جمعیت ( البسہ ، موبل ( اثاث
البیت ) و اقامت گاه و خوراک را پیچ دوست
نمیداشت . نسبت با شیا ئیکہ ما محظوظ میشویم و باحتياجات
اجتماعی مان لا قید . حریص دویدن آزادانه در سحر است
و از زیر هر گونہ نگرانی سخت موفق بگریختن میگردید .
رفتارش خیلی غریب . اما از روزیکہ پاپوش در پایش
آمده سنگین قدم تر شده . مع ما فیہ فاصله گامهایش مثل
قدمهای ما تناسب نبوده و همیشه مہیاسی دویدن دیده
میشد ، هر چیز که بدستش افتاد با شغف زیاد میبوئید.
کذا هر چیز را میجوید ( میخائید ) اغلباً گیاہ و نبات میخورد.
روزی بدستش مرغ مردہ افتاد . ہر دو پای او را کند
و با ناخن خود شکم مرغ را پاره کرد و بعد از بوئیدن چندی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
