Machine transcription
١٦
ب ــ شخص دیوالی که صاحب ملک و جایداد است
بد معامله شده خیال خوردن مال مردم
را نماید قاضی و حکومت را لازم است
که ملک و هستی او را بحضور تجار معتبر
داخل قیمت آورده بقرار تقسیم بطلب
گاران او بدهند اگر چیزی باقی بماند
بقرار سررشته صورت دالف ضمانت
از او گرفته قسط مقرر کنند و در باب
تقسیم و ریزش حق سرکار و رعیتی
فرق ندارد علی السویه تقسیم شود.
ج ــ شخص دیوالی که وجه زیاد دادن دارد
جایداد او کم باشد و درک نقصان
خود را هم بقرار سررشته تجارت
گفته نمیتواند ظاهر معلوم می شود که مال
مردم را خیال خوردن دارد ازین قسم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
