Machine transcription
جلد اول ۴۸۶ کتاب اداب القاضی
سه روز پس دید آن غلام خریده شده را که میرید و میفروخت پس اگر این سکوت کرد آن خریده لازم
میشود آن خریده را آن خریدار و باطل میشود خیار آن خریده و اگر آن خیار در فروشنده را بود و دید آن
غلام را که خرید و فروش میکرد و او سکوت کرد باطل نمیشود خیار آن فروشنده ومنها اذا باع
شيئاً فللبائع حبسه حتى يستوفى الثمن فلو قبضه المشترى والبائع يراه
فسكت كان اذنامنه فى قبض المبيع الصحيح والفاسد فيه سواء على رواية
الطحاوى وعلى رواية غيره هذا الحكم يخص بالبيع الفاسد أما البيع الصحيح لا يكون سكوته
رضى بالقبض فكذلك الهبة هذا كالحكم في البيع الفاسد (فصول عمادی) و بعضی از ان جملها
شمرده شده این است که اگر شخصی فروخت چیزیرا پس مر آن فروشنده را بست بند کردن آنچیز فروخته
شده تا که بهای آنرا بگیرد از خریده آن پس اگر قبض کرد آنچیز فروخته شده را خریده آن و حال آنکه فروشنده
میدید قبض کردن او را پس باو سکوت کرد این سکوت کردن او اذن ست از طرف او برای خریدا
بقبض کردن آنچیز فروخته شده و فروختن صحیح و فاسد برابر اند در اینکه سکوت کردن فروشنده
در وقت قبض کردن خریده اذن است برای خریده بقبض کردن بنابر روایت طحاوی رح و بنا بر روات
غیر طحاوی رح این حکم که سکوت کردن فروشنده اذن است برای خریده خاص کرده میشود در فروختن فاسد
اما در فروختن صحیح سکوت کردن فروشنده رضا نمیشود بقبض کردن خریده و حکم در بخشش در این سکوت گردن
وقت قبض کردن مانند حکم است در فروختن فاسد یعنی سکوت کردن بخشنده وقت قبض کردن آنشخصی که
برای او بخشیده شد. آن بخشیده شده را اذن میشود از طرف بخشنده بقبض کردن آن بخشیده شده
ومنها الشفيع اذا علم بالبيع وسكت تبطل شفعته ومنها من رأى عبده يبيع
ویشترى وسكت كان ذلك اذنا له فى التجارة ولكن لا يكون اذنا في بيع ذلك
العين (فصول عمادى) و بعضی از مسئلتهای شمرده شده این است که شفیع اگر عالم شد بفروختن زمینی مثلا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
