Machine transcription
جلد اول
۳۴۹
کتاب ادب القاضی
گفته است امام زعلی رحمة الله علیه وقتی که مردن شخصی مشهور بند میان مردم که بدانند انرا هر بزرگ و خرد
و هر دانا و نادان حکم بکند قاضی برای مدعی و نمیشود حکم بمردن اَنشخص بطریقہ اینکه قاضی قبول کردهاست
شاهد انرا برین مردن زیرا که روز مردن زیر حکم قاضی داخل نمیشود بلکه میشود این حکم قاضی بطریق یقین
حق
داشتن بدر و گفتگوی بودن مدعی فصار کالوراثة اذاتناز عوافي تقديم موت المورث من المورث الا
قبله او بعده کابن الابن مع الابن اذا تنازعا في تقديم موت ابيه قبل الجد
او بعده (ردالمحتار) پس این دعوای دفع گردید مانند دعوای وارثانی که دعوی کنند
در پیش بودن مردن یکورث از مورث دیگر پیش از مورث دیگر یا پس از و مانند پسِراینِ مرده با پسرِ
وقتی که دعوی کنند در پیش بودن مردن پدر آن پسرِپسِرا پیش از پدرِکلان یا پس از و و بیان القضا د
ني ف
بالينة عبارة عن دفع النزاع والموت من حيث انه موت ليس محلا للنزاع لم تقع بالبأبخلاف القتل فانه
من حيث محق النزاع (رد المحتار) لانه يتعلق بالقتل القصاصاً والدية فاعتبر تاريخ القتل (حموی)
وجه اینکه روز مردن زیر حکم قاضی داخل نمیشود درین است که مدرشی حکم قاضی بسبب گذشتن شاهدان
عبارتست از دفع کردن دعوی و گفتگوی و مردن با نجیت که مرد نست یعنی باعتبار ذات خود محل نیست
برای دعوی و گفتگوی کردن انکہ ثابت کردن مردن دعوی و گفتگوی دفع شود بخلاف گذشتن پس بدرستی کشتن
از حیث کشتن است یعنی اعتبار ذات خود محل دعوی و گفتگوست زیرا که تعلق میکرد بکشتن قصاص دادیت پس معتبرگردد
شد تاریخ کشتن فلوبر هن على موت ابيه فى يوم كذالم تبرهن امرأة ان ابنه نكحها بعد ذلك فتحى بالنكاح
الى نجعلها الصداق والميراث مع الابن (ردالمحتار) ولوبر من على قتله فيه فبرهنت أن المقتولنكحها
بعده لا تقبل وكذا المداينات وجميع العقود رد المحتار كالبيع والهبة والنكاح فانها
لا تقبل تدخل تحت القضاء فلور برهن انه باعه كذ يوم كذا وبرهز الاخرانه باعه بعد ذلك
لم تقبل ولوبرهن انه باعه قبله يكون دفعـــا (ردالمحتار)
فایده
در اینکه روز قتل داخل است در زیر
حکم قاضی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
