Machine transcription
جلد اول
٣٣٦
کتاب ادب القاضی
و فى نوادر داود بن رشيد عن محمدرح في رجل ليس بفقيه ابتلى بنازلة في امرأته
فسأل عنها فقيها فافتاه بامرمن تحريم او تحليل فعزم عليه وامضاه ثم افتا
ذلك الفقيه بعينه اوغيره من الفقهاء فى امراة آخر له فى عين تلك النا
بخلاف ذلك فاخذ به وعزم عليه وسعه الامران جميعا (عالمگيرى)
در کتاب نوادر تصنیف داود بن رشید رحمه الله نقل کرده از امام محمد رحمه الله درباره مردی که فقیه
نباشد و گرفتار شود بحادثه که نازل شده باشد او را درباره زن او پس بپرسد احوال آنزن را از فقیهی
پس آن فقیه فتوی بدهد او را با مری از حرام بودن یا از حلال بودن پس قصد کند آنمرد بران فتوام
آن فقیه و امضا کند آنرا بعد از ان فتوی بدهد او را خود آن فقیه و یا دیگر فقیهی از فقها درباره دیگر
زن او درعین آن حادثه بحکم مخالف ازان فتوای اول پس عمل کند باین فتوای مخالف وقصدکند
بران درینصورت روا بشود آن مرد را هر دو امر یعنی عمل کردن او را رو است بهر دو فتوی دردو زان
هذا الرجل سأل بعض الفقهاء عن نازلة فافتاه بحلال وحرام فلم يعزم على ذلك فينه
حتى سأل فقيها آخر فافتي بخلاف ما افتى به الاول وامضاه على زوجته وترك
فتوى الاول وسعه ذلك ولوكان امضى قول الاول فى زوجته وعزم عليه فما بيته
امراتة ثم افتاه فقيه آخربخلاف ذلك لايسعه ان يدع ماعزم عليه وياخذ بفتوى الآخر قال محمد هذا
كله قول ابي حنيفة وابى يوسف وقولنا (عالمگيرى واگر بود این مرد گرفتار شده بحادیثه
بود بعضی علمای فقه را از حادثه که واقع شده بود با و پس آن بعضی علما فتوی داده بود او را بحلال
بودن یا بحرام بودن پس قصد نکرده بود بران فتوای او درباره زن خود تا اینکه پرسید فقیه دیگر را پس فتوی داد
او را بحکم مخالف از فتوای آن فقیه اول پس آنمرد گرفتار شده امضا کرد فتوای آن فقیه دویم را در باره زن خود و ترک کرد فتوا
فقیه اول را رواست در او را این کار واگر قول فقیه اول را امضامیکرد بود در باره زن خود وقصد کرده بود بران فتوای او در میان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
