Machine transcription
جلد اول
کتاب ادب القاضی
٢٩٥
وميبداله ثم المدرس ذالم يكن صالحا للتدريس لا يحل له تناول المعلوم والذی یظهرنی تعریف
هلية التدريس انها بمعرفة منطوق الکلام ومفهومه وبمعرفة المفاهیم وان یکون له بقیه
اشتغال على المشائخ بحیث صار یعرف الاصطلاحات ويقدر علی اخذ المسائل من الكتب ويكون
له قدرة علی ان يسأل ويجيب اذا سئل ويتوقف ذلك علی سابقة اشتغال في النحو والصرف بحيث
ما يعرف الفاعل من المفعول وغير ذلك واذا قرأ لا يلحن واذا قرأ من
يحضر ته رد عليه (رد المحتار) و در کتاب مفید النعم ومبيد النقم آورده است اینکه وقتی که
شخص صالح ولایق نباشد برای درس گفتن روا نیست مر اور اخوردن آن وظیفه معلومه انچیزیکه ظاهر شده
در تعریف اهل بودن برای درس گفتن اینست که بدرستی اهل بودن و برای درس گفتن بدانستن مطوق
ومفهوم کلام است یعنی لازم است که مدرس عالم باشد بمعنای صریحی کلام و دیگر اهل بودن بدانستن مفهوم
کلام است یعنی مدرس عالم باشد بلازم های معنای کلام و پیش از درس گفتن او را اشتغال بوده باشد با
خواندن از مشایخ و عالمانیکه در علم محکم بوده باشند باین شأنیکه گردیده باشد که بداند باصطلاحهای اهل
علما و قادر باشد بگرفتن مسلها از کتابها و دیگر آنکه مر او را قدرت باشد بر انکه بپرسد و جواب گوید بیستکه
پرسیده شود از او و این پرسیدن جواب گفتن موقوف است بر اینکه پیشتر ازین شغل کرده باشد در علم نحو
وصرف باین شانیکه گردیده باشد که بداند فرق فاعل را از مفعول و غیره از قاعده های علم صرف و علم نخور وقتی که
قرائت بخواند خطا نخواند و وقتیکه خطا خوانی بحضور او قرائت را خطا بخواند رد کند خطای او را بر او قال
ابو یوسف في كتاب الخراج ان من كان مستحقا في بيت المال فريضه له استحقاقه فيه فانه
يفرض لذريته ايضا تبعا ولا يسقط بموته وقال صاحب الحاوى الفتوى عليه انه يفرض
للذرارى العلماء والفقهاء والمقاتلة ومن كان مستحقا في بيت المال لا يسقط ما فرض الذراري هم
بموتهم ط وابا الليث في رسالته وقد ذكر علماء نا انهم استحقانه يفرض الاولادهم تبعا ولا يسقط يمتهم
فايدة
اینکه وظیفه مقرری برای شخص مستحق معلوم
از مردن او مقرر شود برای فرزندان
و ذریت او
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
