Machine transcription
جلد اول
۲۳۰
کتاب ادب القاضی
او و تعزیر کردن او اگرچه آن تعزیر بکشتن باشد وقتیکه میدانست در باره او این امر را که بدرستی میگرد ازان تنریر
مگر بکشتن من له دعوی علی رجل فلم يجده فاخذ اهله بالظلماء بغير كفالة فقيدهم وحبسهم
وضربهم وغرمهم دراهم عزر كذافي اليتيمة والاشباه (کسی را دعوی بود بر مردی پس نیافت
او را و نگاهداشت اهل او را بظلم کننده گان بغیر ضامن بودن اهل او از و پس ظالمان قید کردن
ایشانرا وبندی کردند ایشان را و تاوان گرفتند از ایشان چند درم را درین صورت تعزیر
کرده شود آن مدعی همچنین ذکر شده است در فتاوای یتیمه ساع في الارض بالفساد
وجب عليه تعزير لائق بحاله رادع لامثاله اراد ولى الامر اقامة ذلك الواجب عليه
دفعا لضرره عن الاسلام والمسلمين حسب ما نصت عليه علماء الدين وافتى به اجل
المفتين فعرض له جماعة باستخلاصه من يده وترك اقامة الواجب عليه وشكوه
منه وتكفلوه واطلقوه من حبسه بشفاعتهم فالذي يستحقونه بذلك ويتوجبونه
عند مالك الممالك وحاصل الجواب ان سعى الجماعة المذكورين على خلاص
الشقى المذكور سعى في سبيل الشيطان وكبيرة عند المهيمن الديان
يستحقون بها في الدنيا الاهانة والتعزير وفى الاخرة عذاب الله ودخول
جهنم وبئس المصير والله اعلم (خریده) پرسیده شد در حق کسی که
سعی کننده باشد در زمین بفساد که واجب باشد بر و تعزیری که لایق و سزاوار باشد بحال او و آن تعزیر
منع کننده باشد امثال او را و اراده کرد ولی امر بر پاکردن همان تعزیر و احب اپر اور ابهت دفع
کردن فرار او را از دار اسلام و از مسلمانان موافق آنکه علمای دین بان تصریح کرده اند و فتوا داده اند بران برتریا
فتوی دهندگان پس گروهی از مردم پیش آمدند مرآن ولی امر را بطلب خلاصی او از دستان دلی بمریجیت کسر
کرمان نولی امر تقریرا که واجب ابراه و گرفتند آن گروه اوراز ولی امر ضامن شدند طرف و وخلاص کردندان
طلا عبد الكريم
ملا عبد الله
نیز شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
