Machine transcription
جلد دوم ۲۳۳ کتاب شهادة
او را وکیل گیرنده او از وکیل بودن رو انمیشود گواهی او نه بر امین مردو نه بر غیر او انان
کسانی که مرد وکیل گیرنده را برایشان حقی باشد در روزی که وی وکیل کرده امیده
ان مرد را و نه قبول میشود گواهی آن وکیل بر حقی که نو پیدا شده باشد پس از وکیل کرد ا پیش
بر مردم تا روزی که معزول کرده وکیل گیرنده او را از وکیلی همچنین ذکر شده است کتاب
خلاصة الفتاوی و اگر وکیل گواهی داد بحقی که نو پیدا شده بود پس از معزول شدن او
قبول میشود گواهی او همچنین ذکر شده است در کتاب محیط الوكيل لقبض الدين
تجوز شهادته بالدين كذا في الوجيز للكردري (عالمگيري)
کسی که وکیل شده باشد بقبض دین از جانب کسی رو است شاهدی او بدین برای وکیل
گیرنده همچنین ذکر شده است در کتاب بزازیه رجل وكل ثلثة نفر في خصومة
وقال ايهم خاصم فهو وكيل فيها فشهد اثنان منهم لواحد لم يكن هذا الواحد
خصما بشهادتهما وان وكل كل واحد على حدة بالخصومة والقبض جازت شهادة
الاثنين لصاحبهما بالوكالة في الخصومة والقبض ( قاضيخان وعالمگيري )
مردی وکیل گردانید سه را در دعوی و گفت که هر یکی از ایشان که دعوی کرد پس او وکیل است
در ان دعوی پس گواهی داد دو مرد از ایشان برای یکی از ایشان بوکیل بودن او خصم
نمیشود این بگیرد گواهی ایشان و اگر وکیل گردانیده بود هر کدام را جدا جدا بدعوی کردن
و قبض کردن رو است گواهی دوکس از ایشان برای آنصاحب ایشان بوکیل بودن او
در دعوی کردن و قبض کردن رجلان شهدا على رجل انه قال لهما ولرجل اخر ايتكم
طلق امراتي فهو جائز اذ قال امرها في ايديكم فايكم طلقها فهو جائز والزوج يجحد ذالك
لم تجز شهادتهما ولو اقر الزوج بالامر وشهد اثنان على طلاق الثالث لم تجز شهادتهما من قبل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
