Machine transcription
جلد دوم
١٣٧
كتاب الشهادة
زیرا که در حرام بودن شطرنج خلاف است دربین علمای است قال فی الفتح ولعب البطحانی بلا
مثله لانه يطرح و يرمي بلا حساب واعمال فكر و كلما كان كذلك مما احدثه الشيطان وعمله اهل الغفلة فهو
حرام سواء قور به اولا قال سيدى الوالد رحمه الله تعا ومثله اللعب بالصينية والخاتم في بلادنا
وان قورع ولم يظهر لكن خصه في عمل القربيلحق بنحو الشطرنج ومثله اللعب بالبنارد (نقلناه رد المختار)
و در کتاب فتح القدیر گفته است که بازی طاب در شهر های ما مانند نرد است زیرا که
بازی کننده او می اندازد و میرنذ بی حساب و بی عمل فکر و هر فعلی که مانند آن باشد از پیدا
کردهای شیطان و عمل میکند بآن اهل غفلت پس آن حرام است و برابر است آنکه قمار
کرده شود بان یا نه و گفته است سید من که والد من است رحمه الله که مانند بازی طاب است
در حرام بودن در شهر های ما بازی کردن بسینی وانگشتری گرچه پرهیزگاری میکند و بازی
نمیکند بآن لیکن حاضر باشد در مجلس آن بازی شاهدی او قبول نیست بدلیل آنکه بموافقت او
گواهی کسی که می نشیند در مجلس سرود و باین حکم ظاهر شد نادانی بعض اهل تقوای بار دینی
پرهیزگاری بیفائده واذا كان الرجل يلعب بشيئ من الملاهي وذلك لم يشغله عن الصلوة
ولا عما يلزمه من الفرايض ينظر ان كانت مستشنعة بين الناس كالمزامير
والطنابير لم تجز شهادته وان لم تكن مستشنعة نحو الحداء وضرب القصب
جازت شهادته الا ان يتفاحش بان يرقصوا به فيدخل في حد المعاصي و الكبائر جينئذ
تسقط به العدالة كذا فى المحيط ( عالمگيري ) و وقتیکه مردی
بازی میکر د بچیزی از بازیها و آن بازی کردن منع نمیکرد ویرا از نماز خواندن و نه از انچیزیکه
بر او لازم اند از فرضها پس دیده شود اگر آن بازی زشت شمرده میشود در میان مردم مانند مرنا زدن
وطنبور زدن گواهی او روا نیست اگر زشت شمرده نمیشد در میان مردم مانند سرود یکه در عربی شتر را بآن میرانید
فایده
گواهی کسیکه بازی کند بملایی
و آن بازی او را از نماز و از
فرضها باز نمیدارد و اگر آن بازی
بدر نداشته شده بود میان مردم
گواهی او را منع میکند و اگر
بدر نداشته نبود منع نمیکند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
