Machine transcription
(٨٦٣)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) (سراج التواریخ )
از حضور انور والاچنانچه گذشت بغامش شرف اصدار وغز ارسال یافته بود از اسپار بلیغغار وارد جلال آباد گردید
و بعض امور را که برای روز ورود شهزاده در جلال آباد ضرور بود آماده کرده راه استقبال بر گرفت و در منزل
تپۀ شرف رکاب بوس حاصل نموده چون علیل و در بستر شهزاده روی باز گشت بسوی جلال آباد نهاده وارد
آنجا شد و شهزاده روز بیست و هشتم رجب موضع خربا باد را مضرب خیام اردوی ظفر التیام ساخته رحل
(۱) میت انداخت و روز بیست و نهم ماه مذکور با کوکبه و دبدبۀ شاهی اعلام نصرت فرجام را جانب جلال آباد (۱) میت
پرچم نما و شقه کشا ساخت و تمام سپاه نظام و اعیان و اشراف شهر و اطراف در حدود حوض انبار با کاو و گوسپند بفتح میم
خیرات و کیسه های زرنثار جهة تبريك مقدم شهزادۀ بزرگوار صفوف پذیره آراسته مراسم استقبال بپای بردند و کسر پای
موحده جای
و دعا و ثنای دوام دولت و بقای سلطنت ادا نموده و جنود مسعود شهزاده را خیر مقدم گویان مستودع راز تحفه شب کند را
و هدیه و صدقه و زرنثار که پیش کشیدند شرف قبول حاصل کردند بعد شهزاده در عمارت اندرون باغ شاهی بزم گویند
نزول افگنده بار سفر بکشود و رحل اقامت گسترده تنظم و نسق امور ولایت و عرض و داد مردم نزديك و دور
رعیت پرداخت و تا چندیکه بزرگان مردم سکنه شمال و جبال از راه سلام حاضر بار معدلت مدار میشدند بوجبه تحایف
و هدايا از اسپ و گوسپند و برنج دگر و شکر پیش کشیده شرف منظوری حاصل می کردند و شهزاده در داد کشوده
فرو ماندگانرا درون شاد کرد ز روز فرو ماندگی یاد کرد
بدر سینه را سایه بر سر فگند غبارش چمشاطه عارض بکند
و از دیگر سوی در خلال واقعاتی که رقم گشت ملا محمد سعید خان مفتی محکمه شرعیه تالقان با سعید احمد نام بخشبری قتل
و شیر دل نام نوکر ملا غلام محمد خان قاضی انجا بقتل قاضی مذکور اتفاق و اقدام کرده شبی سعید احمد و شیر دل ملا غلام محمد
مذکوران بتحريك و القای مفتی مزبور در خانه قاضی شده از بستر خوابش بمقتل کشیده در اندرون خانه اش خان قاضی
بکشتند و مقارن اینحال منشی محمد یوسف خان حاکم کهمرد و سیغان که از عرض و استغاثه رعایای زیر دستش بفرمان تالقان
طلب در کابل آمده و جود و ستمی که بمردم رعیت کرده و نقد و جنس زیاد بمصادره و بیداد گرفته و ضعفای رعیت عرض
کرده بود از انجا که اینگونه وجوه را حاکم سنده و سیله رعیت میدهد و به مردم رعیتی شاهدی غیر از مردم خود نداشته رحال شدن
و ذمة او ثابت نگشته از راه برحالی حکومتش در کهمرد و سیغان بازگشت و هم در ینوقت کمال خان بن تاجو خان اسحق زائی منشی محمد
که سابق مأمور حکومت بلخاب شده و از ظلم و ستمی که نسبت برعایای انجا کرده معزول گردیده و پس از محباش یوسف خان
چنانچه گذشت بامر سپهسالار غلام حیدر خان باسلحه گرفتن مردم هزاره پرداخته و جور وستم زیاد از قوم مغل بحکومت
کههردو
آورده چندی از زنان و دختران هزاره را با بیست هزار روپیه متصرف شده بود بفرمان طلب محبوس و مغلول سیغان
در کابل آمده بداخل زندان سیاست شد و در اثنای اینحال یکصد و هفتاد و يك راس مادیان و چهل و يك راس اسپ نریان
با چیزی اسلحه که از هیزم بیکل و قزغنه تو و شهیدان واق رباط بدست خدابخش خان حاکم بامیان پس از بغاوت
و اطاعت ایشان افتاده بود کیمپل کابل کرد و هم پیادگان ساخلوی مقیم یگاولنك كه سی تن از دختران و زنان هزاره را محبوس شدن
اسیر گرفته و از باب ملك يمين متصرف شده بودند بفرمان حضرت والاحو بردوختهای نفوذ فرستادند تا از صحبت کمال خان
احق زائی
حرام جنابتها از خدمت باز نمانند و همچنین هشتاد تن زن و دختری را که احاد فوج يسادله حواله داری تحت رایت
کیدان محمد حسن خان متصرف شده بودند بخانه های خود روان کردند و هم هفت رأس اسپ نره ماده و سیزده میل تفنگ
که از مردم هزاره بدست قاضی سر بلند خان امده بود ارسال کابل نمود و هم هشت هزار روپیه کهنه خان حاکم هزار د بهسود
را مردم جرحی و نبی محمد که در حین بغاوت ایشان قبول خانه بادشاهی را از عرض راه محبوستان غارت کرده بود د ینام جبره
حواله و حصول کرد و هم در خلال احوال مذکور علی محمد خان ضابط جا و مزار شریف بفرمانیکه پس از محبوس شدن
میر احمد شاه خان دریاب خیانت و غشاوث میر محمد حسین خان و میرعبد الرحیم خان برادران او شرف اصدار یافتم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
