Machine transcription
( ٩٤٩ )
(جلد سوم) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیرعبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ)
نداریم و بهیچ گونه اظهار نمی توانیم باری از زبان خاصه انجیه را که درین نامه نگار داده ایم بمسز
عرض میرسانیم که اول بقاعدۀ محکمۀ دین و آئین محمدی (ص) اطاعت و متابعت پاد شاه اسلام در همۀ
امور که خیر وصلاح حال جمهور باشد فرض وپاسداری و شکر وسپاس گذاری وجود مسعود ان واجب است وترك
آن عصیان و نامناسب دوم علاوه از امر اول چون از عرصه هشتاد سال است که آبا و اجدادما پرورش و نشو
و نمایافتۀ نعمت اجدادان بزرك و دودمان سترگ بوده و روزنك و ناموس دینی و دنیوی را در ظل حمایت و حراست
ایشان نيك بسر برده اند و تا حال که نوبت اطاعت و خدمت برسبیل میراث با نرسیده و در زیر رایت حمایت سعادت آیت
پادشاه ذی درایت و کفایت خود امیر عبدالرحمن خان جالس سرير امارت حالیۀ افغانستان بخرمی و بشاشت
آرمیده ایم ممنون و بسى مشکوریم که از سلف و خلف و سابق و لاحق در مهدامن و امان غنوده از تطاول وتسلط
دول خارجه آسوده ایم و روز معیشت باستراحت بسر برده و میبریم سوم پس از نزاع و دفاع و عناد آبا واجداد
و خود مامردم که بادولت انگلیس بنای رخنه و عداوت و خصومت استحکام پذیرفته بود در سال هزارو دوسدو
نودو هشت هجری که اعلیحضرت پادشاه ما از ممکلت روس پابماد خاك افغانستان شده براورنگ سلطنت جلوس نمود
عداوت ديرينه را به نیکوتر صورتی بدل بصلح و خلت و هم شریکی کرد و در مدت سیزده سال و چند ماه از همت
شاهانه و توجه عارفانه و کمال مسلمان و مردانگی در انتظام و استحکام ملك و ملت ودين ودولت بقددر معنى وجه
در صورت نسبت بما وساير مسلمانان چنان مساعی جميله ومجاهدات نبیله بکار برد که از توان قوۀ بشر و اندازهٔ نظر
بیرون و افزونست چنانچه واضح و روشن معلومست که از مرحمت خداوند پاك وعزم واراده پاداش واذرال
شهريار ملك كبر خصم شكار امور دولت وملت رو بترقی و تزايد است و شكايت وادبار متمايل بسوى تباعدو هنوز
بادوام حیات و صحت وجود محمود بافيض وبرکات پادشاه دانش همراه خود افزونی علو مرتبۀ ملت و دولت را از
حضرت احدیت امید واریم که روز بروز ترقی نموده بمدارج بلند و درجات ارجمند نايل و واصل شویم چهارم
دوستی را بملاحظه خير ما ملت افغان بادو دولت بزرك بيگانه از کیش و آئین که در یسار و یمین مملکت میگویند ما
جدید جای گزیده اند اختیار نموده فراخور حال باهر یکی از هردو رشته و داد و اتحاد را چنان منعقد فرمود
که در هیچ آن و زمان از جانب ایشان تكليف ملكی و ملتی برما نباشد و علاوه بر همه این تقسیم وتعيين حدود را
که رواج مللت و بمحل و مهمل گذاشتن آن باعث نزاع ولجاج امم بوجه شایسته بنیاد نهاده در عهد نامها نگار
داد که در هیچ وقت هم شریکی ما مردم و دولت انگلیس منجر بمنازع نخواهد گشت و ملامت
دوست و شرمنده دشمن نخواهد شدیم و تمیز قواعد خیر و شر دنیا باری و دوست و دشمن شناسی
و فرض جوتی و هم شریکی را بدلايل عقلی ونقلی با تعليم و تلقین نمود که اکنون خیر خواه وبد خواه خود را
نيك میشناسیم ومیدانیم و پیرو برنا و سفیه ودانا حقوق شناسی همه این احسانات وتلطفلات پادشاه خود را بمقرر
و معترفیم وا گرچه تمام اسلام بقران امرشریعت غرا وملت بيضاى مصطفوى مرهون احسان و مطيع فرمان پادشاه
خود ايد بود و از امر و نهیش که مطابق امر خدا و رسول باشد ابا و امتناع نماید قود خصوص مامردم افغانستان که
سبقت در اطاعت و بیعت کرده و عهد نامه های شرعی بپادشاه خود داده ایم هر آینه بهمان عهد و پیمان خود را سنجدم
و ثابت قدميم وعلاوه بر عهدیکه کرده و پیمانیکه نهاده ایم اکنون نظر باحسانها و هم کاریهای حضرت والا که
نسبت بما همواره از قوه بفعل آورده و می آورد تجدیداً ترالازم دانسته بتمامه شکر گذاری و احسان شناسی از روی عهد
و ميثاق می نگاریم که بهمان عهدیکه از پیش موثق ومحكم و در سول و قرآن مو کد داشته ايم ثابت و استواريم كهعلى الدوام
گذارنده سپاس بوده مطیع و منقاد امر و نهی پادشاه حق شناس خود امیر عبدالرحمن خان باشیم و هم بند وبست
و پیوند و شکستی که بر طبق قانون شرعی و وفق قاعدهٔ عرفی با دول خارجۀ جهت اصلاح کار و اندیشهٔ خیر عاقبت روزگار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
