Machine transcription
( ٩٢٤ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
به پیشگاه تحت امارت رسانیده بودند نامه خاص مرحمت اختصاص رقیمه كلك سعادت سلك نموده كه انفاذه حضرت
ایز دتعالی هوش شما را بروفق دعاو طبق ادعای من بشما عطا كرد وخرد را در کاخ دماغ شما جای داد واز خداوند تبارك
وتقدس امید دارم كه يك با متموبده خدا و خلق او از شما راضی گردند و نامه ناس بزبان تشكر و سپاس برای ارواح نیاکان
شماطلب مغفرت و آمرزش كنند و خدا شاهد حال ومقال است كه من بخیر خواهمم ا مقطع وازين عهد ومراسل واستدعاى
پذیرفته نگشتن معقول ایشان بود که ممیزی ولایات ومحالات چنانچه میامد مأمور شدند و ازانسوی سلطان احمدخان و میرز امحمد
عرض واستد ابراهيم خان كه از حضور انور برای تعیین حدفاصل چراگاه دو آب و نوانش مردم مالستان و افغان کوچی و سنجش و ممیزی
عای حاکم جور وستم غلام محی الدینخان حاكم آنجا چنانچه گذشت مأمور شده بودند پس از تعیین حدفاصل وأخذ التزام نامه
مالستان بیست هزار روپیه از افغان کوچی كه از پیش بشرح رفت بخیصه مرافعه مردم هزاره مالستان و غلام محی الدینخان
حاكم وغيز وسنجش حق و باطل اظهار و ادعا و انکار جانبین پرداخته و مردم آنجا در نزد هر دوتن ممیز وقاضی
ومفتی در اثبات حق همدیگر خود شهادت دادن آغاز کردند و غلام محی الدینخان از گواهی دادن هزاره گان خود را
در زیر بارگران وجوه مصادره کسانان مردم گرفته بود مشاهده كرده معروض پایه سریر سلطنت داشت كه مردم
هزاره اورا از اهل سنت و جماعت دانسته یکی باثبات حق دیگر خود شهادت میدهند و حضرت والا در روز
نوزدهم ماه صفر فرمان تنبیه و تهدید برای او ارقام و ارسال فرمود کا انچه عذر خاست که او پیشهاد خاطر خویش
ساخته است درین تمیز که از حضور مأمور شده اند بقاضی و مفتی هم از اهل سنت و در آنجا حاضراند گفتگو ی
صدور مناشر خود را با مردم مالستان در نزد ایشان فیصله كرده التماس شرع شریف بنماید که ببهانه دروغ در ازین اعمال در روز
طلب سیدان بیست و دوم ماه صفر حضرت والا جنرال شیر محمدخان و جنرال میرعطاخان وبرگد محمد صادق خان و کپتان محمد حسن
وكربلائیان خان وكردیل غلام حیدرخان و کپتان فتح محمد خان و کپتان عبدالصمد خان وغيره افسران وصاحب منصبان
و زوا ران افواج قاهره مأموره ومقيمه هزارجات وقضات حكام وقضاء ان جبال را فرامین عديدة أکیده رفته حکم اقدس
و میران و میر شرف نفاذیافت که میران و میرزادگان وسیدان و کربلائیان وزواران وغیره بزرگان هزاره دای زنگی و دای کندی
زاد کان وبهسود و حجرستان وارزگان وکیز اب وجاغوری و مالستان را با اهل وعیال ومال ومنال ایشان در ملك نگذاشته
هزاره بكابل کابل بمیامند كه مبادا باز در فتنه باز کنند و مفسده آغاز نمایند و فقرا را در معرض نر كتار اندازند
و از صدور اینحکم اكثر مردم هزاره كه از قبیل مردم مذکور بودند چنانچه بیاید در کابل آمده مأمور اقامت اشپان
و نهر شاهی جلال آباد و نهر فتح واقع بگرام کوهستان کابل شدند و اکثر از تغیر آب و حرارت هوا چون مردم
سرد سير وسكنة جبال شامخة مستورة برف دایمی بودند هلاک گردیدند و اقل در عهد سلطنت مرحمت آیت
اعلیحضرت سراج الملة والدين عفو و مغفرت را قرین كشته از راه حصول رخصت و اجازت در موطن اصلی خود
شده املاک و اراضی ایشان که ضبط دولت شده بود پس بایشان عطا کرده همم را بمیراثپراثر واز عنایت خلاصة حره
پذیرفته نگشتن ممتاز ساخت و مقارن اینحال از عريضه ناشیکر ومستر ا دورد نایبان انگلیس نو کران ایده ولت کابل خصومت چنانچه
عرض داشیکر گذشت استعفا كرده جنون پیرهند برقه پودند بتوسط محمد افضل خان سفیر دولت انگلیس كه در کابل اقامت داشت
ومستر ادورد بچکونگی صدق نیوش حضرت والا رسید که خواهش مضاعف تنخواهي را كه از دولت برده کرده اند و حضرت والا
انگلیس در پایانی بیست ونهم ماه صفر بلحاظ اینکه از بوی همچنین که بقلم كذب رقم تضعیف تنخواه خویش کرده هما بونه
بران ببیند در هر جا باهمو کسی اظهار و بیان كرده و خواهند کرد با ایندولت دو چند بدون تنخواه ایشانرا بخبت قرار
داده بمردم وبعد از ادای ان باکو لایا ورده است و از چنان اظهار و بیان را بد نام خواهند کرد برای هر دوتن بنگار
داده که فرمان و قرار دادیرا كه از روی آن دعوی دوچند تنخواه را دارند بیابند كير طبق ان تنخواه ادا کرده شود
وان دوتن چون فرمانی در باب بدست نداشتند و دولت با ایشان قرار نداده بود ساکت شده و هما چنین درباب
فقرات عریضه رسیدن ایشان بحضور انور وار از وراحله راه ترفتن خود درهند و تكليف ام قابلیت دادن داکثر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
