Machine transcription
( ٩٠٠ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
دردهنه جوی خواجه جی شده در خصوص آن چیزی نگفته بجهة جوی پل خشتی رفتند و چون این جدول
در سال گذشته بامر وفرمان حضرت والا مسدود واز خاک انباشته شده بود روسیان گفتند که بقرار پروتکل
همچنین که این جوی خراب و یباب گردیده باید فروتر از موضع چل دختران جوئی از مردم افغان نبوده هم
از جریان باز داشته شود و پاینده خان هم چند اجوبه وادله معقول گفت نشنیده گفتند که دلایل بکار نیست
پذیرفته نمیشوند و در پایان کار پس از گفتار بسیار کرنیل یت با فسران روسیه گفت که در هر موضعی که ایشان
میگویند افغانها راه خلاف پروتکل اختیار کرده اند آنرا نوشته بیاویحند تا بنظر غود و تدقیق و خوض فکر و تحقیق
دیده اگر اعتراضات ایشانرا که نموده اندموافق عهد نامه و نوشته پروتکل نباشند دانسته بمحلی بیان آورد والا
پاینده خانرا فهمانیده از تطويل بلاطايل و گفتار دلایل بی وسایل بازدارد و روسیان التماس کرنیل یت را پذیرفته
و دیگر چیزی نگفته اجرای کار و امضای مقال را معطل بمطالعه و ملاحظه پروتکل کرده ترك اشتغال نمودند
شرح حال عمران ما ك اشرار هزار كان، نوحيده افعال بدخصال
و ازالسوی در خلال این گفتگوی پس از حصول فتوح بر کدامیر محمدخان در کنار پل رود هیرمند و ترتیل
محمدعمرخان در کتل قرغنه تو و يرگد عبدالاحدخان در دولت یار که از پیش رقم گشت ششصد سوار از هزار كان
تأسفوده کارراه کوچ دادن مردم سکنه موضع پور وسومك وقرویه و رمن سرایشانرا در محل سوخته بر گرفته
و يرگد عبدالاحد خان بخبر از آهنگ سواران هزاره دویست تن ازسواران مردم فیروز کوه را بعزم اینکه هزارکان
مردم هردو موضع مذكور را برده و از تمعی مردم دولت یار را باخود یار و مدد کار ساخته فتنه دران کهسار
آشکار کنند مأمور کرده قاطبین هر دو موضع مزبوررا قبل از وصول سواران هزاره کوچ داده خواستند که
بردارند که ناگهان سواران هزاره از کرد راه در رسیده فیروز کوهیانرا در محاصره انداختند ويرگد عبدالاحد
خان از حدوث واقعه آگاه گشته کپتان نظام الدینخانرا بدوصد تن پیاده نظام و یکضرب توپ بمعاونت محصورین
گماشته و او بدر عت مرجه تا ختن شتافته هزار کانرا بضرب گلوله توپ از پیش برداشته متلثر و پراکنده ساخت و پانزده
تن را بخاك هلاك انداخته آنسرزمین را ازلوث وجود ایشان بپرداخت و هم دو صد راس گوسفند نوز و ده فرد
گاو غنیمت بدست آورده مردم پور و سومک را برداشته بدولت یار برد و میر ابراهیم بيك كه با اشرار در فتنه
شريك شده بود از رويداد اينحادثه خوفناك گرديده و از سر جنگل فرار اختیار نموده در لعل پناه گزید و يرگد
عبدالاحد خان از جائیکه فروکش کرده بود بر خاسته موضع سوخته و سر جنگل را متصرف شد و مقارن اینحال
محمد رحیم خان حاکم گیزاب و پسرش وقاضی مريلند خان با يكتن از نوکرانش که با چند تن از پیادگان ضابطی
چنانچه گذشت گرفتار دست اشرار هزاره شده و بیست و شش تن از ایشان کشته شده این چار تن زنده مانده
بودند بتوسط محمدجان نامی از مردم افشار کابل طناب انداخته از دیوار قلعه که دران محبوس بودند فرودآمده
از دست هزار کان نجات یافتند و هم چهار تن با سروپای برهنه و عریان نزد يرگد عبدالاحد خان شدند و او چهار
دست جامه از منجمله خلاع دولتی که با خود داشت بایشان داده مر و تن بپوشانید و از شداید حرارت و برودت ایمن کرد
ذكر مورد اتفاق و اطاق شدن بعضی از بزرگان هزاره
( كيزاب وخلج و دای چوپان که خدمت کرده بودند )
و همدر خلال اختلال و قتال و جدالیکه از پیش بشرح رفت دو غلام رضا بيك بن اسمعیل خان خلج که با پدرو تن
از کدخدایان هزاره گیزاب و دای چوپان شرفیاب نقیم سده علیا گردیده و چنانچه از پیش گذشت همگیشان برطبق
تصدیق نامهای خدمت بتواهیر افسران عسکر نظامی و سر کرده گان لشکر ملکی مشمول عواطف خسروی شده
و از عطای خلاع فاخره و مواجب وافره مفتخر و مباهی گردیده باز گشته عریضه شکار پایه سریر سلطنت شده بعضی
اراضی و قلاع اشرار را از دولت خواهش کرده از آنجا که توجه مرحمت پادشاه اثر پر تو لطف اله
است خلعت والا قامت آقا محمد خان مقسید را که با دولت معاند بود با اراضی موضع بیری و برمنی
شرح حال
اشرار هزار
ذکر مشمول
عواطف
خسروانه
شدن بعضی
از بزرگان
هزاره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
