Machine transcription
( ٦٩٤ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
سردار شیرندل خان بگوش حق نیوش حضرت والا رسید از حسن کاردانی فرزند ارجمندش بسی خرسند
گشت و مر حمیتی که از حضور اقدس مبذول حال چک شد انشاء الله در موقعش رقم میگردد وازینوی شهزاده
سپهر وساده سردار حبیب الله خان که همواره راه رضا جوئی حضرت والد ماجدش را می پیمود چون رابات
عالیات موکب همایونی نزديك کابل رسیده قلعه قاضی برای فرود شدن اردو معین گشت خیمه بزرگی که از
ماهوت اعلی و با سایبان زیبا ساخته و پرداخته بود در منزل مذکور برسم تحفه و هدیه حضور فیض گنجور
بر پاداشته نيك بیار است چنانچه حضرت والا در وقت فرود شدن از اسپ ترك خیمه خاص خویش فرموده در
خیمه مذکور شهزاده نزول اجلال نمود و درین منزل قامت اردوی معلی از انواع ماكولات واقسام حلویات و یکصد
و بیست رأس گوسپند که شهزاده آماده ویخنی کرده برسم میهمانی مهیا نموده بود متلذذ وشاد کام شدند و هم
چنین موضع باغ بلند را برای ورود مسعود موکب همایونی آرایش و پیرایش داده و در وقت نزول سعادت موصول
رایات عالیات در باغ مذکور خود شهزاده مزبور بمثابه دیگر خدمه بار ایستاده مراسم خدمت بتقدیم رسانیده
حضرت والا را از حق خدمت خویش بغایت مشعوف و رضامند ساخت و از آنسوی حضرت والا در روز
ششم ماه ذی الحجه رونق افزای دارالسلطنه کابل شده باعث انبساط خواطر دولتخواهان گردیده مراسم
استقبال وشلك توپ شاد یانه از نظامی وملکی چنانکه میبایست و میشایست بتقدیم رسید و در روز دهم ماه ذی
الحجه حضرت والا قبل از تشریف بردن بعید گاه شهزاده گردون وساده سردار حبیب الله خان را پیش خوانده
پیش بنواخت و بمكافات خدمات شایسته که در غیاب حضرت والا نسبت بدولت و عموم سپاه و رعیت کرده و بیای
برده بود از عطای دو قطعه نشان مکال که شایان نصب نمودن کلاه و آویختن سینه شہزاد گان بزرگ سپهر پایگاه
بودند سرافرازنش ساخت و هم شهزاده رفیع مکان سردار نصر الله خانرا بعطای یک قطعه نشان کلاه مکلل بالماس
مفتخر و ممتاز نمود بعد در عیدگاه تشریف برده و نماز عید را بجای آورده بعادت مستمره رسوم عیدرا بپای برد
خاتمه کار اشرار طائفه کرمعلی
( از هزاره شیخصلی )
خاتمه کار
اشرار هزاره
شیخعلی
و از آنسوی فرهاد خان کرنیل چنانچه گذشت وارد علاقه شیخعلی شده و مردم طائفه کرمعلی را از روز
ورودش تا روز بیست و پنجم ماه ذی الحجه هر چند اندرز واسالت کرد چون امر والا شرف نفاذ یافته
بود که ایشانرا در انجا نگذارند در دیگر موضعی از ممالک جای دهند از خیره چشمی ترك وطن اصلی
خود را هلاك جان دانسته از کوه جهالت فرود نگشتند و کرنیل فرهاد خان برآشفته در روز
مذکور که وعده ذکرش از پیش رقم شده آمد از دو سوی کوهیکه آن گروه تباه گاه قرار داده بودند
دلاوران سپاه را امر فراز شدن کرد و گروه اشرار از رویتهادن سپاه بفراز کوه اقامت را دشوار
دانسته از کوه و رسندان راه فرار و فرود شدن پیش گرفتند و درین از ایشان در وقت فرود شدن از کوه مذکور
کشته گشته بیست تن جراحت یافته اکثر گرفتار دست دلاوران کارزار شدند و پس از رو داد این قضیه کرنیل
فرهاد خان باتفاق ایشان محبز خواجه حاکم غوربند هجده تن از اسلحه داران ملکی را از قلعای هزار کانیکه
از کوه و رسندان فرار کرده در دیگر تنگناهای کهسار مخذولانه قرار گرفتند بتعقب تاخته هشت تن را بمجرد
صعود دادن در کوه دست گیر ساخته بیست و سه تن دیگر را بجستجو از موضع سياه خاك بدست آورده نزد
کرنیل فرهاد خان حاضر کردند و مقارن اینحال گروه اشرار و خشی خصال که خود را گرفتار ورطه نكبت
ووبال دیدند تا چاره بعجز در داده خود را با عیال واطفال تسلیم کرنیل فرهاد خان نمودند و او همه را در قید
سلاسل و اغلال انداخته با هفت هزار رأس بز و گوسپند که بدست تصرف دلیران سپاه نصرت مند افتاده بودند
بأخود برداشته باهمر حضرت والا بافوج پیاده هزاری و سه صد تن سوار از سواران فوج نظام یکی از علاقه
هزاره شیخعلی راه بامیان بر گرفته و دو بیست تن از پیادگان نظام را که همراه داشت در قلعه ناله مأمور اقامت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
