Machine transcription
(٦٣٤)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
کشورهند مسرور شده است و مراسم تشکر محبت شعاری و دوست داری را بزیان آندوست مهربان ادا ساخته
قدر دان فرموده است باعث انبساط خاطر گردید و مقدار هدیه مشفقانه که از جانب بلند جوانب جناب محتشم
الیه بطور نشان دوستی و مهربانی ارسال شده بود رسید و برمراتب محبت بیفزود انشاالله تعالی ابواب مواحدت
دایمی درین دولت بهیه و اعلیحضرت قبله اشرف اعظم دوستدار و سلسله فرزندانش باز و گلهای محبت و وداد
در ریاض خاطر جانین شگفته و نسایم صدق و صفا مدام در اهتزاز خواهد بود فقط و مقترن اینحال دولت روس
از اقامت حضرت والا در مزار شریف و نشر اخبارات متیقن گشت که روی یورش جانب ماوراءالنهر نهاده
اعلام ظفر فرجام را بسوی بلاد اسلامیه آنجا شقه کشا خواهد فرمود پس بقونسل خویش که در مشهد
مقدس اقامت داشت آگهی داده او از راه حصول علم بجنرال مکلین قونسل دولت انگلیس که دوست ایندولتست
اظهار کرده و هم و یبرای کشورهند بذریعه تلگراف از وجو پند او عرض پرداز حضور مسلاطنت دستور
حضرت والا شده استفسار حال و استدعای انکشاف اراده و خیال شهریار ستوده خصال نمود و حضرت والا
در روز یکشنبه هفتم ماه رجب جنرال مکلین را ارقام فرمود که احوال تلگرافیکه پزویسرا رسیده و آن مهربان
بدوستدار فرستاده دانسته شدم و این کلمات را که در جواب تلگراف اوز قم میگردد فورا بذریعه تلگراف بویسرا
خبردهد که من هرگز این اراده را در دل ندارم که با دولت روس اقدام محاربه نمایم که نتایج آن باعث مخاصمه دولتین
روس وانگلیس گردد پس بدون حرکت خلاف دولت روس وانحراف او از معاهده که دولت انگلیس در عدم
مداخله ئش بسرحدات افغانستان با او قرار داده چگونه منازعه بروی کار آرم و از روز ورودما در بلخ امری که خلاف
قواعد وقرار ومدار دولت وسلطنت باشد از سرحدداران روس بظهور نرسیده وبالفرض اگر حرکتی صادر
کوچ دادن شود بانجناب اطلاع داده خواهد شد و در خاطر من جاد نگرفته که در خاک مسکونه اوزبکیه ترکستان متعلقه
سپهسالار دولت روس مداخلت کنم خاطر جمع دارد که بعقل و عاقبت بینی کار کرده مرتکب امری که نتیجه اش وخیم باشد نخواهم شد
افواج قاهره فقط و مقارن اینحال سپهسالار غلام حیدر خان که پس از سرزنش اشرار شنوار چنانچه گذشت بتعمیر
را از اقامت قلعه جدید پرداخته بود از جهت دور بودن آب از محل اقامت سپاه اردورا کوچ داده در موضع
گاهش سروبی بار اقامت کشاد و پس از ورود لشکر درین مقر جمعی از مردم چار پدر جهت مشاهده قلاع و
اماکن مخروبه خود از کوه فرودنده و سپهسالار آگاه گردیده بعزم دستگیر نمودن ایشان جماعه از سواره
وپیاده نظام را از راه خفا امر رفتن کرد چنانچه ایشان رفته و کمین کرده مترصد ورود اشرار استوار نشستند
و آشگاه که مخالفین در قرب کمین گاه رسیدند دفعةً برسر ایشان تاخته پازده تن را بخاك هلاك انداخته پسر ملک
مدد خانرا دستگیر ساخته نزد سپهسالار آوردند و او ازین دست برد دلیران سپاه و انتظامائیکه دران حدود کرده
و بروی کار آورده بود همه را در روز سه شنبه نهم ماه رجب معروض پیشگاه حضور انور نموده مورد تحسین
و آفرین گشت و هم بزرگان متوطنان آن مکانرا که در وقت شرارت وطغیان مغول خان که از پیش بشرح رفت
جلو آب و نان باو داده و معاونتش کرده بودند تمام گرفتار سلاسل واغلال ساخت و چون از خارخار اشرار شنوار
آسوده جان ومطمئن خاطر شد محمد شاه خان حاکم تگابرا که باسواره و پیاده آنجا و بخیراب با سپاه پادشاهی طریق
خدمت می پیمود رخصت باز گشت داده رهسپار محل حکومتش نمود و هم در خلال احوالیکه مسطور ومذکور
گشت فوج پیاده هزاری قندهاری که در تحت رایت کرنيل سم بلند خان قرار و در شیرپور مقام داشتند باغوای
چندتن از فتنه جویان مفسده خویان آهنگ بغی کرده و بر کد امیر محمد خان را سقط و ناسزا گفته اسباب شورش
بروی کار آوردند وازین امر نائب سالار پروانه خان شهزاده رفیع مکان سردار حبیب الله خانرا خبر داده در
وقت اظهارش بعرض شهزاده رسانید که احاد وافراد فوج مذکور را که باعث فتنه بوده اند میباید در معرض
مؤاخذه حاضر ساخته جزای عمل ایشانرا در بغل ایشان نهد و شهزاده عاقبت اندیش که همواره نظر به پاداش امور
بیگانه و خویش داشت و بی تاملانه در هیچ امری اقدام نمیکرد گفته پروانه خانرا خالی از خلل وعاری از علل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
