Machine transcription
(٦٠٢)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
بیکبار از مردم کوهستانی که با محمد سرور خان رهسپار کارزار بودند و هفت هزار تن از دلیان پشیغیری و غوریبندی
که با سراج الدینخان حاکم پشیغیر و ایشان عمر ناخواجه حاکم غوربند و بزرگان ایلات و احشام طریق خدمت دولت
می پیمودند در روز ورود سپاه ظفر همراه راه بامیان بمنزل خرم بر طبق امیریکه از حضور انور والا چنانچه گذشت
بنام عملکنان شرف اصدار یافته بود داخل علاقهٔ غوری شده باستحکام مواضع مستعده پرداختند
جواب نامهٔ
ویسرای
کشور هند
صدور جواب نامهٔ ویسرا که از تغییر خود بحضور انور خبر داده
( و از حادثهٔ درد پای اقدس که باید ذات قدسی سمات )
( گشته جویا شده بود بنگارش رفت )
(۱) نقرس
درخواست
دانستن
چون در اواخر ماه ذی قعده دردی که از مرض داء الملوك یعنی نقرس عاید ذات شوکت سمات حضرت والا
شده و هم ویسرای کشور هند تغییریافته بذریعهٔ مکتوب دوستانهٔ مورخه روز هجدهم ماه اگست سال هزار و
وهشتصد وهشتادو هشت میلادی مطابق روز نهم ماه ذیحجهٔ سال هزار و سیصد و پنج هجری از تغیر یافتن خود
وسر گذشت سردار محمد ایوبخان بحضور اقدس خبرداده جویای درد پای حضرت والا شده بود در روز بیست
ونهم ماه مذکور نگارش یافته ارسال کشور هند شد که دوستدار نقرس (۱) عارضهٔ نقرس سرکار مارا فرموده
و اظهار تأسف نموده اند بحمدالله عارضهٔ مذکوره مدفوعست و اگرچه در هر سال چندروزی از ین عارضه دوستدار
زحمت می بیند ولیکن مرض خوفناك نیست معالجهٔ آن بوجه نیکو میشود و زود مواد نزلات قطع میگردد و در باب
سردار محمد ایوب خان که شرحی نوشته اید که هرچند از آوردن او و همراهانش در هندوستان اخراجات بسیار
برمالیات هند وارد آورده است چون محض از برای فوائد آن مهربان بعمل آورده شده در طبیعت اولیای دولت
انگلیس گوار است زیرا که ظاهر است که مضر فوائد آن مهربان بود که مشار الیه برافغانستان مجدداً حمله
می نمود و باتلاش و حمایت روسیان دران وقت بهیچکس زیاده ازان مهربان اصابت این امر ثابت نشده بود چنانچه
از اظهارات آن مهربان درین باب مترشح میشود مگر بدوستدار اطلاع رسیده است که افواه مبالغه انگیز که
ایوب خان در تفك امداد نموده و فراریان نارضامند افغانستان بدورش فراهم آمده بگوش آن مهربان رسیده
بخوبی یقین نمایند که موافق خواهش ما این نیست که سردار مذکور حرکتی نماید که مخالف طبع آن مهربان باشد و وقتیکه
وکیل آن مهربان یعنی جنرال امیراحمد خان مقیم کلکته کیفیت این احوالکه سردار محمد ایوبخان فراریان افغانستانرا
ترغیب نموده است که با او ملاقات نمایند بیان نمود با وجودیکه میدانستیم که هرگاه سردار مذکور اینقسم کارروائی
را اختیار نماید طبعاً بآن مهربان زحمت خواهد رسانید پس او را بصراحت داناندم که اینقسم کار روائی بشما
داده نخواهد شد و بعد از ان سردار محمد ایوبخان بمنزلت روز میگذراند و چون مطلب خاص دوستدار از خواهش
اویه « دوستان این بودکه آن مهربان زیاده تر برتخت افغانستان استحکام نماید و مردم آن مملکت از شورش و آشوب
آرام باشد پس یقین بدانند که پند و پندی را که برای فوائد آن مهربان شده نخواهد گذاشت که بوجهی من الوجوه
بالخصا مبدل بوجه و پستی بشود که مضر آن مهربان باشد دانسته دوستدار شد واز روی یقین و اعتماد می نگارم که آن
عبارات مهربان و جمیع اولیای دولت بهیه را دوستدار همدرد خویش و نفع رسان خود واولاد واهالی مملکت خود
مکتوب میدانم و این امر بدیهیست که چون من دوست صادق دولت بهیه هستم و خواهم بود بدخواهان مرا هر کس که
ویسر است باشد اولیای دولت بهیه بچشم خصمی و معاندت خواهند دید و از صفای خاطر من بود که آنچه در باب دربار
داری سردار محمد ایوب خان شنفته بودم در دل خود جای ندادم و برای وکیل خود نوشتم که گوش زد امنای
کورنمنت عالیهٔ هند بکند تا بدانند که دوستدار مافی الضمیر خود را از امنای دولت موصوفه پوشیده نمیدارد
وغبار نفاق در خاطر خویش نمیگذارد و خبر مذکور را اگر پیش یا کم مبالغه انگیز یاتعبیر آن هرچه بدوستدار
رسیده بود تکلیف دوستدار ابلاغ نمودن و اظهار کردن بود که اگر باشد منافی مصالحتست و اکنون که مدار
زندگانی او بر محتك وترك مجالست بافراریان و خواه دولت افغانستان قرار گرفته البته دوستدار را از برای فوائد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
