Machine transcription
( ٥٩٤ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
زراعت ومعیشت مردم افغانستاان نقص روی داده عسرت بار آرد و هر که در حالت امتناع از راه خفا مرتکب
فروش اسپ وگوسپند وغیره اشیاء داخلهٔ مملکت در ولایات خارجه بشود از بزرگان وافسقالان آن باز خواست
احداث شدید بعمل آرند ومقارن اینحال غلام حیدر خان نائب سالار بامر شهریار سپهر وقار جهت احداث قلعهٔ متین
قلعهٔ مقر ومعقل (۱) حصینی در علاقهٔ مقر از غزنین با چهار صد تن سواره و چهار صد تن پیادهٔ نظام و دو ضرب توپ
قاطری رهسپار گردیده از جمله صد سوار را در منزل موشکی گذاشته و صد سوار را در قره باغ باز داشته چون
(۱) معقل وارد مقر شد صد سوار دیگر را مأمور منزل ششگئی نموده و چهل سوار را در اطراف مقر بقراولی گماشته
جای محکم مابقی را باهر دو ضرب توپ با خود نگاه داشت تا اگر مردم ناصری و دره زحیدکان علی خیل و ترکی و اندری
آهنگ فتنه وقصدی کنند و در هر موضع که حمله نمایند از منزل موشکی تا مقر وششکی سواران مأموره آمادهٔ
پیکار بوده یکی بسر وقت دیگری رسیده معاونت همدیگر کنند و خود در موضعیکه مابین احمد خیل واقم بيك
دهنه قنات جانب شمال و یکدهنه طرف جنوب آن جاریست بکنار راه بزرك پادشاهی در روز چهارم ماه ذیقعده
اساس قلعه را نهاده و چهار فردگاو ذبح کرده گوشت همه را بفقراء داده دست بکار زد و امور انجام واتمام آنرا
مردم ترکی و علی خیل بگردن طوع ورغبت خویش گرفته ناعرضهٔ یکماه که کار آن تا بکجائی رسید نائب سالار
شرح حال غلام حیدر خان بقیهٔ آنرا بر ذمهٔ اهتمام حاکم آنجا گذاشته بغزنین مراجعت کرد و همدرین ایام سردار عطا محمد
قاضی کردز خان بن سردار شیرندل خان بالقاً وایما وترغیب چند تن از غرض جویان که با ملا مجد افضل خان قاضی
محکمهٔ شرعیهٔ گردز عناد داشتند شرحی از قبایح افعال و ذمائم اعمال او معروض پایهٔ سریر سلطنت داشته از
عرض او حضرت والا بفرمان طلب در کابلش خواسته بزندانش فرستاد و در پای کار چون مکشوف افتاد که
بمكتوبات ومواهير جعلی اورا متهم ساخته در حبس انداخته اند از حضور اقدس والا از قيد رها وقضاوت
گردز بر حال گشته در آنجا رفت و عطا محمد خان را باوجود نسبت قرابت قومی که باحضرت والا داشت از
شیوهٔ عدالت بیست و چهار سیلی برویش امر زدن کرده رخساره اش را نیلی ساخت و تحقیر از دربارش بیرون
آمدن کشیده فرمود که در خانهٔ خویش نشسته سوار اسپ نشود و مقارن اینحال سردار محمد یوسف خان حکمران
سردار محمد فراه بفرمان طلبیکه در روز بیست و یکم ماه شوال چنانچه گذشت بنامش اصدار یافته بود مولاداد خان حاکم
یوسف خان پشت رود را قایم مقام خویش قرار داده راه کابل بر گرفت و هم حکمران غزنین وارد پغمان شده شرف بار
در کابل حاصل کرد وسردار محمد اسحق خان حکمران ترکستان که در دل عناد و آهنگ فتنه وفساد داشت از آمدن در
کابل سرباز زده تمارض نموده بهانهٔ تبدیل مقام از مزار شریف در شادمان رفته از درمکانده عریضه نگار
حضور اقدس شده استدعای فرستادن عبد الفتاح خان طبیب را نمود وحضرت والا که از مکیدت او آگاه نبود
انکار فرمود که هر وقت شرفیاب ملاقات گردد معالجهٔ مرض او خواهد شد و طبیب مبنٔ کور را نفرستاد
و مقارن اینحال سردار عبد الله خان حکمران قطغن بامر اقدس والا جای احداث قلعهٔ جهت اقامهٔ حاکم در
موضع فلول واقع وسط اندراب و خوست و خان آباد و تالقان و غوری و بغلان وفرخار و بدخشان برگزیده و اساس
نهاده خود در روز هفدهم ماه ذیقعده بفرمان طلبیکه بنامش شرف نفاذ پذیرفته بود احرام بند قبلهٔ مقصود
گردیده بعزم تلنیم سدهٔ علیا راه بر گرفته وارد منزل شور آب شده جهت ترتیب و تنظیم بعضی از امور و تهیهٔ
اسباب واشیای هدیه وتحفهٔ حضور درنك كرد واشوقت بهأو الدینخان هم زادهٔ ملا اویس الدینخان قافله باشی
از حضور حضرت والا مأمور ضبط وربط سایر تاشقرغان شده از کابل ره نورد آنجا گشت ویار محمد خان
ضابط آنجا از مأموریت او تغییر یافت و هم میرزا عبد المجید خان بسر دفتری ترکستان مفتخر گردیده با همدا کرم خان
دفعه دار که بتحصیل وجوه دولتی مأمور شد از حضور انور شرف ره نوردی یافته از کابل در مزار شریف رفت
و بمجرد ورود او در آنجا سردار محمد اسحق خانش که از شادمان مراجعت کرده بود بتابع احترام واکرام کرده
سنوات گذشته و آیندهٔ دیوان مملکت را از نظامی و ملکی تفویض وی کرد که گذشته را بازپرس نموده حال
و آینده را در محل اجرا آرد و هم از سواران و پیادگان نظام جمعی را بزیر دست محمد اکرم خان گذاشت که وجوه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
