Machine transcription
( ۵۹۳ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
آگاه شوند راضی خواهند شد که بآنان از آنجا حرکت کرده با پدران خود ملحق شوند زیرا که تشتت وتفرقه
ایشان باعث رنجوری ومهجوری وحزن وملال جانین خواهد بود وامید قوی چنانست که تیکت راهداری
بایشان داده رخصت اینولا فرمایند و از حقوق دوستی وهمجواری که در بین هر دو دولت مبرهنست همینر ا بنشمارشان سازند
فقط و این نامه را محمد جان وچند تن از نوکران ایشان چون ملا ولی محمد و عبدالکریم و ناصر علی وشاه محمد و محمدسلیم
و محمد رحیم کمان که با هر دو برادر مذکوران همراه آمده بودند سپرده رهسپار جوقند فرمود که همه بازماندگان و زنان وپسران
ایشانرا از آنجا در کابل آرند چنانچه دکر ورود شان در کابل نگارش یافته می آید انشاء الله تعالی ومصدر خلال احوالیکه تعیین مواجب
رقم پذیرفته آمد سردار محمد ایوب خان که بالمقلاش چنانچه گذشت از مملکت ایران براه دریای شور واره کشور هند شده سردار محمد
ایوبخان
و در راولپندی قرار گرفت در ماهی ده هزار روپیهٔ انگلیسی برای خود او وده هزار دیگر جهت سردار محمدهاشم
از دولت
خان و سیزده هزار برای جمیع منسوبان و خدمتکاران ایشان که مجموع در ماهی سی و سه هزار و در سالی سه لک و نود انگلیس
و شش هزار روپیهٔ کلدار شود باسم تنخواه از طرف دولت انگلیس معین ومقرر گشت ومبلغ معینه هر يك از
خدام ایشان که از سیزده هزار روپیه مذکوره نام بنام تعیین گردید بعد ازین تحریر خواهد شدانشاء الله تعالی
شانه العزيز
ذکر صادر شدن فرامین طلب بنام حکام بعضی ولایات
( و نیامدن سردار محمد اسحق خان از اندیشه فتنه که در دل داشت )
صدور
فرامین طلب
بنام حکام
در روز دو شنبه بیست و یکم ماه شوال که حضرت والا در موضع پغمان اقامت ییلاق داشت سردار محمد ولایت
یوسف خان حکمران فراه وسردار محمد حسن خان حکمران غزنین ومیر بدل بيك حاکم سیغان و کهمرد وسردار
محمد اسحق خان حکمران ترکستان و میر محمد حسین خان والی میمنه و محمود اکرم خان حاكم هوتك وسردار عبد
الله خان حاکم قطغن وسردار سلطان مراد خان میر آقچا را از حضور اقدس والا جدا جدا فرمان طلب صادر
گشت که میخواهم درین اوقات خجسته واعیان شایسته شمارا از درک سعادت حضور ما ومارا از ملاقات شما
بهجت و سروری حاصل شده پس از چند روزه حلاوت دیدار از راه باز گشت مرخص ورهسپار شوند و پس
از پرتو وصول این منشور مسرت دستور بعضی ره نورد بساط بوس حضور موفور السرور گردیده شرفیاب
وعن دیدار حاصل کرده و برخی هنوز سازسفر ساز ننموده بود که سردار محمداسحق خان سر از جیب تمردونتر (۱) (۱) تبریعتی
بر آورده بغی ورزید که انشاء الله تعالی بکارش یانه می آید و هم در روز پنجشنبه بیست و هشتم ماه شوال سردار بلندی گردن
محمد اسحق خان حکمران ترکستان را فرمان رفت که میرزا دولا تل سرپل ومیرزا قل محمد و میرزا محمد حسن
ومیرزا محمد نبی ومیرزا فرمانشاه هزاری ومیرزا عبد الرحیم ومیرزا گلنچه خان آی بکی ومیرزا محمد رجب آقچه
ومیرزا سید جان تاشقرغانی را اگر کار داشته باشند یا نباشند روانه کابل نماید و پس از شرفیاب حضور شدن
ایشان اگر قابلیت کاری داشته باشند مأمور آن خواهند شد والا باز خواهند گشت و از قفای این فرمان ملا
اویس اندخانی ذایمه باشی با مر اقدس شهریاری چهل و سه توپ الوان وهفتاد ونه توپ صحن سپید و هشتصد و پنجاه
ونه توپ عامل و دو خروار و شصت و نه سیر کابل چای ودوصه وهشتاد و چارو نیم طاقه تنگی و چهل و پنج توپ
صحن زرد و یکتوپ الباسکه ودوتوپ کشنگری و چهل و پنج توپ چینگزی وششصد و نود و نه دانه پیاله چای
خوری حمل داده مسحوب عبد الوهاب نام نوکر خود در ترکستان فرستاد که بمعاوضه اجناس مذکوره و بهای
آنها اسپ جهت دولت خریده در کابل آرد و کار گذاران ترکستان بامر سردار محمداسحق خان که خیال پادشاهی
در دل داشت از تمامت آن اشیاء محصول گرفته از اسپانیکه در بدل آنها برای دولت خریده شد د نیز محصول
بوصول رسانیدند که گویا مال دولت دانسته در چند محصول گرفتند و هم در خلال اینحال از حضور اقدس سردار
مذکور را با سردار عبد الله خان حاکم قلفن فرمان شده تا کید رفت که معابر رود جیحون را محافظ کاشته
نیک حراست نمایند که گوسپند و گاو و اسپ وشتر وغيره اجناس تجاری را از محال ترکستان وقطغن و بدخشان
در مملکت روس برده نفروشند و این امیر را قدغن بلیغ داشته زنهار که در صورت عدم انسداد این راه در امور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
