Machine transcription
(٤٧٩)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
چنانچه گذشت آگهی دست داده بتوسط نائب دربارسلطانخان کوتوال قاضی سعدالدینخان حکمران هرات را فرمان شد
که در خصوص مال دولتی و بعضی از مردم بد اندیش فساد کیش هرات که طریق فتنه در پیش دارند چون
میر ابراهیم که عمامة معرفت بسر وردای ارادت ببر دارد در بارۀ و از هیات بفرمان طلب در کابل آمده دوازده
هزار روپیه کابلی از مال بد خواهان دولت که فرار مملکت ایرانند بدفعة او ثابت گردیده وسند داده که بخزانه
رساند و از زندان در خفا بازماندگانش نوشته که مال التجاره ونقدینه اش را از شهر هرات بیرون کشند و این
مکتوب بدست کار پردازان پایه سریر سلطنت افتاده از مطالعه ساطعه گذشته وحق بمرکز قرار گرفت که وجه
ازو گرفته شود واول سی هزار روپیۀ قرآن را حصول نموده سیاهه باقیا را نزد کارداران حضور بفرستد و همچنین
غلام محمد سلطان یعنی کسان که از شرارت و مفسدت خویش طلب کابل شده ويك لك روپيه قرآن بمحمد سرور
خان سابقه حکمران هرات وعده داده خواهش کرده که روز دیگر وجه را ازو گرفته بکابلش نفرستد وازین
سبب و هم از سبب آنکه مکتوبش که برای سردار محمد ایوبخان فرستاده ترغیب آمدنش در هرات کرده بدست
افتاده است اورا روانۀ کابل نماید و هم ایوب نام جهود را که نقدینۀ سردار محمد ایوبخان را در تصرف دارد
بسیار کابلیش سازدوعلی اکبر خان مغول را که مال احمد علیخان بقرار نوشته سردار عبد الله خان تیموری در نزد
اوست نیز روانۀ کابل کند و شهنواز خان تاجر که رفیق وشريك تاج محمد خان بن ارسلاح خان غلجائیست نیز
روانه دارالسلطنه کند و هم عبد الباقی پسر ايشيك آقاسی محمد زمان خان را که پدرش در کابل و او در بست
خواجه عبد الله انصاری رحمة الله عليه پناه گزین شده بود امر شد که روانه حضور نمایدواو چندی در بست
بسر برده آخر الامر خودرا از مناره بزیر انداخته پاو وبایش شکسته رستم علیخان برادر حسی سپهسالار فرامرز
خان او را بآن خسته و پشت و پهلوی شکسته گرفته بعبد القادرخان خسرش سپرد و پس از صحت یافتن از نزد او
گریخته خسر وعیالش محبوس شدند و هم ملا سنجر را حکم شد که مال ومنال بسیاری از فراریان در نزداوست
بيك مواظب باشد که پنهان نکند و تمام بتصرف دولت آید و نیز امر شد که تومان دوروپیه اضافه از وجوه
مذکوره حصول کرده شود که مخواه و مواجب محصل و وینبده که مأمور این امرند از ان داده آید و مقارن
همان کاو كشاوران خراسان لوی ناب خوشدل خان بن شیردل خان لوی ناب مرحوم وسیدال خان و عزیز محمد
وروح الله خان خادمان سردار محمدایوب خان را که در مشهد بودند بامر اعلیحضرت ناصرالدین شاه که جنرال مکلاین
انگلیس ازوی استدعا کرده بود از مشهد در طهران فرستادند که از آنجا براه بغداد شریف بامر دار مذکور رهسپار
کشورهند شوند چنانچه بهاء الدین خان بدخشی و در آنجای ایشان میر بلند خان بن محمد اکبر خان قزلباش و غلام
محمدخان بارکزائی که در چشمه منو از جمع سواران کشادۀ جلگای هرات در وقت ورود سردار محمدایوبخان در آنجا
بسلامش رفته قوی دلش ساخته و در هرات محبوس گشته بودند اقوام واقارب خود ایشان خواستار قتل ایشان
شده سنگسار کردندوشير بن بيك را که سر مخالفت می جنبانید سپهسالار فرامرز خانش بدهن توپ بسته پاره پاره
کرد و در ضمن وقایع مسطوره شمشیریکه پادشاه افشارش بکسی میآویخت و از گردش روز کار بدست محمد
جان بيك فيروز کوهی رسیده وازو دستعمل خان گرفته بکسی می بست و پس از چندی آنرا بسپهسالار فرامرز
خان و شمشیر موسوم بازدر را بقاضی سعد الدین خان حکمران هرات داده بود از عرایض واقعه نگاران آنجا بمسامع
فيض مجتمع والا رسیده هردو شمشیر را از ایشان بحضور طلبید و سپهسالار فرامرزخان یکصد وهفتادمثقال طلا صرف
باروبند شمشیر نادرشاه که اسباب سابقه اش نیست و نابود گردیده بودکرده بصحابت محمد حسن خان نامی ارسال
پیشگاه حضور اقدس والا نمود و هم درین هنگام چند قطعه مکتوب از میرزا دوست محمد نام هروی که مشتمل
رضمایم وقبایح سلوك ورفتار ميرزا جیلانی نام سروفتر هرات ومتضمن بر محاسن سیرت ومحامد سریرت قاضی سعد
الدین خان حکمران آنجا بودند بمیرزا غلام حیدر خان برادرش که محرر حضور شهزاده رفیع مکان سردار نصرالله
خان بود رسیده و بواسطۀ او تقدیم کار گذاران حضور اعلیحضرت شهریاری شده از شرف ملاحظۀ اشرف
گذارش یافته حضرت والاجل بتعليم وتلقين قاضی سعدالدین خان کرده فرمان نمود که اورا تحت الحفظ از هرات
در کابل فرستاده در انجا نگذارد که از بودنش در انجا فتنه بار آرد و هم حکم شد که پسر محی الدین را که خبیث
فرستادن
خوشدل خان
را ازمشهد
در طهران
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
