Machine transcription
( ٥٤٠ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
جاغوری در موضع رسنه بر افراشته و بیکی باغیان هردوطایفه افغان و دره دیگری باغیان طوائف مذکوره هزاره
جای گزیده استوار گشتند و ازینسوی جنرال غلام حیدر خان در روز یکشنبه دوم ماه رجب سال ١٣٠٤
هزار و سه صد و چهار هجری از غزنین رهسپار شده روز چهارم ماه مذکور در منزل موشکی فرو کش
کرده روز ششم ماه را در منزل کوی آبین بسر برد و مجدر نیمروز هم دوفوج پیاده که از کابل چنانچه از پیش
مرقوم شد که رهسپار غزنین گردیده بودند وارد آنجا گشته با دویست تن پیاده نظام که جنرال غلام حیدر
خان با س والا گذاشته بود پیوسته مقیم غزنین شدند و مقارن اینحال سردار محمد حسن خان حکمران غزنین
بحزم اینکه مبادا طوائف چارکانه ناصری و خروتی و دفتانی و متی خیل کوچی باغوای مفسدین ترکی وعلی خیل
و اندری رهسپار وادی ضلالت و شرارت شوند بنام بزرگان هر چهار طایفه مکتوبات جداگانه نوشته نزد سردار
شیرین دل خان فرستاد که باغوای اشرار از جاده اطاعت عدول نکرده بخلاف فرموده خدا و رسول با مردم
ظلوم جهول همداستان نشوند وسردار شیریندل خان مکتوبات برادرش را نزددوست محمد خان سلیمان خیل فرستاده
او بطوائف چارگانه ناصری و خروتی و دفتانی ومتی خیل رسانیده دیگران از شاهراه هدایت رو برنتافته طایفه
ناصری که از پیش چنانچه مرقوم گشت از دادن باج و خراج سرباز زده از آمدن درافغانستان منع شده بودند
با بغاه یکدل ویکجهت گشتند و چون سه خطا یکی نقض عهدیکه در جلال آباد با حضرت والا کرده
بودند دوم باج و زکوة شرعی را چنانچه گذشت نداده از راه تمرد در خاک دولت انگلیس رفتند
سوم با اشرار ترکی و علی خیل و هوتکی یار گشتند از ایشان بصدور و ثبوت پیوست در روز هفتم ماه رجب
بخامت حکام و بزرگان ولایت را از حضور اقدس والا فرمان رفت که آن مردم شریر را در مملکت نگذارند
که داخل شوند و منفعت آب و علف افغانستانرا بنابه سلف ببرند بلکه اگر از راه خفا داخل شوند در هرجا
بیابند دست گیر و تاراج واسیر نمایند ومحدرینروز بدستخط حضرت والا برای مردم چهار دسته هزاره جاغوری
که از سبب قتل حاکم ایشان هنوز خائف بودند و عریضه خوفناکی ایشان بپایه سریر سلطنت رسیده از مطالعه
نقل نامه ساطعه اقدس شرف گذارش یافت مرقوم گشت که شما مردم را از روز ورود خود در افغانستان تاامروز چه
دستخطی زورشها که ندادیم و چه احسانها که نکردیم از آنجمله مردم افغان که قاطبةً (١) شمارا بدیدند و شکار خود
حضرت والا میدانستند و عیال واطفال شمارا باملك ومال شما بخیال خویش در بین خود تقسیم کرده بودند برسر شما ایستاده
که برای مردم شدم بطوری همین حال و جانب دار احوال شما شدم و هستم که از مردم افغان بزدوره چوبان شما آسیبی نرسید
جاغوری ومردم هزاره هم برای دولت اسلام خدمت کردند چنانچه بزرگان مردم دای زنگی و دای کندی با مردم دزله
شرف ترقیم و دمیردشته که دایم همات را گرفتند و حالا نیز اگر من امر کنم آیا مردم هزاره دای زنگی ودای کندی
یافت و بهسود و علاقه غزنین شما را میگذارند که سر مخالفت بالا کنید و هرکاه بکنید مردم هزاره خود شما شمارا تمام
(١) قاطبه میکنند و چون از طرف ما در حق شما دل بدی و بیهری واقع نشده و از شما نیز کم خدمتی سرنزده بمحض اینکه
بمعنی همکی چند نفر قتل حاکم اقدام کرده اند همه شما خودرا پریشان نسازید و خوف نداشته باشید و بورود این خط من خود
را از باغیان ترکی و علی خیل جدا کرده نزد غلام حیدر خان جنرال حاضر شوید که سر رشته کار شما را کرده
وطبق امر او رفتار نمائید و نیز نگذارند کان حاکم و میرزای اورا از دست نگذارید که بیرون شود بهر حال برای
چند نفر که مخالفت کرده اند از تمامی شما طائفه گذشت نداریم و نمیخواهیم که بدنام و خراب وبرباد شوید فقط
و هم سردار محمد حسن خان حکمران غزنین و جنرال غلام حیدر خان را ارقام وارشاد فرمود که مردم جاغوری
حاضر میشوند شما کاررا بایشان سخت نگرفته تکلیف را شاق نسازید که بالفعل کشندگان حاکم را تمام بدست
بدهند زیرا که پنج هزار مردسته البته بقاتلان حاکم رابطه و پیوند قومی خواهند داشت درین وقت نازك ازدست
ایشان برنمیآید که مفسدینرا دست بسته بشما بسپارند اکنون همین قدر کافیست که اینطایفه را بهر قسم که بدانند
از اشرار ترکی و علی خیل جدا سازند و تفرقه در بین ایشان بیندازند زیرا که چون روی مردم جاغوری از بغاة
ترکی و علی خیل گشت وایشان تنها ماندند برباد میشوند واگر اینطور نشود و باهم متفق شوند کارصعب ودشوار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
