Machine transcription
( 468 )
( جلد سوم )
( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان )
( سراج التواريخ )
کردند شروع مذاکره دست داده خطوط استشهاد مطابق ادعای وکیل افغانستان افتاد چنانچه کمشنر دولت روس
ومقامات بزرگان کرکی و بوساغه اقرار و اظهار کردند که از سی وهشت سال خیاب بتصرف رجال افغانستان بوده
و هست و پس ازین اقرار و اعتراف کمشنر روس صورت ماجرا را مرتب گفته نوشته شده بود بتمام و زیاد بذریعه
تلگراف بامنای دولت خویش خبر داده بعد بتوسط ترجمان خود از مجدالدین خان حاکم آقچه پرسید که آقچه
مشتمل چند موضع و محالست او ناظر نورالدین خان را که نیکوتر واقف و آگاه بود برای جواب دادن پیش کرد ناظر
مذکور جواب داد و پنج محال برشمرد اول(۱)اسحق آباد دوم(۲)فتح آباد سوم(۳)خان آباد چهارم(٤)خواجه صالح
پنجم(۵)سید آباد و نیز گفت که هريك ازینمحال شامل بلوکات بسیار است و کمشنر روس دوباره پرسید که از آنجمله
تنها خواجه صالح مشتمل چند بلوکست او در جواب وی چهار بلوك گفته شرح داد که اول خیاب و آن شامل
چهار جویست چون چکش و دالی و اسلام و جویبار و از این همه جویبار شامل پنج جویست دوم قرقین و آن
متضمن شش جوی است سوم آقچوپه چهارم دالقارس این هر دو بلوك مشتمل برسه جویند و کمشنر روس پس
از شنیدن بلوکات جایکانه مذکوره پیرنظر خان منگپاشی را نزد خود طلبیده ختمش را که بر استشهاد نامه نهاده
بود پرسید که این مهر توست وی جواب نعم گفته مسئول این سوال گشت که بچند سوار درزیر امر خویشتن
داری او پاسخ داد که بپنجاه و چهار سوار دارم و بحافظت حدود بوساغه و جرقدی وقره تپه و آلدینج مأمورم
وسی وشش سالست که بمنصب مذکور نامزدم و از جانب دولت افغانستان خدمت حفاظت حدود مذکوره را دارم
و پس از وی آلمی بای وصالح سردار نمازا از بزرگان کرکی و بوساغه نزد خود طلبیده از صدق و کذب گفتار
منگباشی پیرنظر خان پرسیده ایشان مقوله مذکوره او را سراسر تصدیق کردند و پس از راست افتادن سخنان
او باز سوال کرد که اینمواضع چرا گاه دواب و مواشی كدام يك از طرفین است از ایشان جواب شنید که چراگاه
طرفین است زیرا که علاقه حاکم عقلست و تاحدود تاشقرغان چاریان ما از راه چرایش میروند و از مردم متعلقه
افغانستان نیز تا بسیار مواضع از ملك ما بجرایش می آیند و سررمه کی بعاملان بخارا میدهند و دواب ومواشی ماکه
در محال قره تپه وقاق تلی و آلدینج و جرقدی از راه چرایش میروند سررمه کی میدهیم و در صورت تجاوز
از مواضع مزبوره سررمه بعاملان افغان میدهیم و ازین گفتار آنان در ظاهر چنان نمود که گویا
در حدود موصوفه ایشان با افغان شراکت دارند که سررمه میدهند پس قاضی سعدالدینخان سکوت را حجت ثبوت
گفتار آنان دانسته جهت رفع اشتباه زبان بگفتار کشود که شما را درین نقاط حق مداخلت و مشارکتی نبوده
و نیست زیرا که هرگز قراول و محافظ سرحدية بخارا بانجاد اینمواضع نشده است و اگر این نیست میباید مثل افغان که
قلعه در کنار جرقدی جهت اقامت سرحدداران خویش بنیاد و آباد کرده است از مردم بخارا نیز قلعه و یا محافظ خانه
می بود و دواب و مواشی شما که در چراگاه اینمواضع می آیند از عدم مشارکت مالیه سررمه میدهید وازین مقوله قاضی
سعد الدینخان کمشنر روس متفکرانه از وی پرسید که از بنیاد نهادن افغان قلعه جرقدی را چه قدر زمانست وی شش سال
بجواب او گفته اظهار کرد که چون جرقدی محل اجتماع تراکمه سارقست همیشه صد سوار جهت حفاظت مقیم
آنجا بوده واکنون که قلعه بنیاد و آباد گشته بجهل یا پنجاه سوار کمال حفاظت حاصل است و نیز جرقدی زندان
مجرمان دولت افغانست چنانچه قبل ازین عاصیان بی نام و نشان را در خیاب جای داده کسانرا که فتنه جو
ومفسده خومی بوده در جرقدی قید و زجر می نموده اند این سخنان قاضی سعدالدین خان بگوش هوش کمشنر روس
اثر کرده از هر دو تن بزرگان کرکی و بوساغه پرسید که از چند سال خیاب بتصرف افغان در آمده است ایشان جواب دادند
که سی و هشت سالست که افغان آقچه را متصرف شده خیاب را نیز تصرف کرده اند و تا حال در دست دارد و قاضی
سعد الدین خان اینرا شنیده گفت که حاجت پرسیدن نیست زیرا که تعیین حدود مابابخارا میان الیغوها مر است که سیزده سال
پیش ازین معین گردیده چنانچه جوی جرت فاصله حد جانبین حفر شده است و بخارائیان اینمقوله قاضی سعدالدینخان را
تصدیق کرده بعد کمشنر روس گفت که قبل ازین در خیالم بود که محافظ افغان در خواجه سالار اقامت داشته
ونزديك اينروزها مأمور باقامت اینحدود شده اند زیرا که سرای قراول خانه در انجاست و ناظر نورالدین خان در جواب این
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
