Machine transcription
(٤٩١)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
جان محمد خان بدپال را که در بنوقت باپسر عم سید غلام پادشاه و هشتاد تن پیاده اومی از لغان مراجعت کرده
نزد اور سیده بودند جانب دشت مذکور رهسپار ساخت و بهاتین در دشت مزبور رسیده با مردم مزار ولولنام و تازی
آباد که تاوان قافله را بارزهای ایشان تاراج وغارت کرده بودند در آویخته از اول ظهر تا هنگام عصر باهم زد
وخورد نموده عظمت نام دلهباشی از دسته خاصه داران لغانی مقتول و سه تن از اشرار بد کردار مجروح شدند و بیست
و هشت فرد کار را بدست آورده سپرد صاحبانش نمودند و در وقت غروب آفتاب کرده بابیان کاشکان میرزا احمد
علیخان را هزیمت داده از پیش برداشتند و از حصول این فتح چیره دست گردیده چندی روزانه بمحار به گرائیده
شبانه در تنگنای جبال می در آمدند تا که قاضی ملا امیر الله خان چند تن از علمای نيك اعتقاد خجسته نهادرا از
راه موعظت در هزار فرستاده بد لایل آیات محکمات قرآنی و قوانین مسلمه دین مسلمانی و احادیث شریفه نبی آخر الزمان
بنی دابر علمای آبردم ثابت کرد و از بیعدمتی نوز در اندام شرارت اتسام ایشان افتاده بخود اندیشیدند که ازین فتوی
سرزنن بسزا خواهند یافت و رویه آخرت خواهند شد پس خواستند که طریق اطاعت بپویند و سهیل ضراعت (۱) ضراعت
بر گرفته از در انابت شفیعی برای شفاعت جویند اما آنانیکه دامن بآتش فتنه و فساد زده و مردم را بعناد و انگیخته زاری کردن
بودند از واهمه سیاست سلطنت بسخنان واهی و ترهات افواهی ایشانرا بسوی بادیه گمراهی رهنمائی کرده نگذاشتند
که رهسپار طریق اطاعت وانقیاد شوند و از ین سوی اعلیحضرت و الا کار گذاران پادشاهی را که در آن نواحی بودند فرمان
کرد که بهر نوع که بدانند و بتوانند در تدمیر و تخریب بنیاد چوب نا مسعود آن گروه غوایت نمود کوشش نموده در سفک
دماء وغارت مال واسیر زنان و رجال ایشان مضایقه رو اندارند و جنرال میرعطا خان را نیز ارشاد فرمود که هر قدر
از فوج نظام که در خور و اندازه سر زنش مردم آشوهنع ومقام باشد و میرزا احمد علیخان از راه امدادطلب
نماید از لغمان نزد او گسیل دارد و هم منشوری بنام آن مردم نگار داد که اگر دست از شور و غوغا باز داشته
رشته اطاعت بگردن نهند و قبول اوامر و نواهی الهی و شریعت غراء رسالت پناهی را کرده حاکم پادشاهی را
در بین خود جای داده در مواضع مستعده محافظ خانه جهت اقامت محافظین دولتی بنیاد کنند و خاصه دارانرا که
باسیری برده اند رها دهند هر آینه از قتل و غارت سالم خواهند بود والا بشابه بقاء کامان قتل و تاراج را آماده
باشند و این رقیمه را میرزا احمد علیخان مصحوب ملك جان محمد بدپالی و مفتی ملا غلام محمد نور کلی نزد مردم
مذکور فرستاده از تقدیرات حی قدیر بتقدیم راست پنداره شرائط مذکور، پذیرفته آن مردم بیهوده نگشت و جنرال
میرعطا خان بر طبق امر والا و خواهش میرزا احمد علیخان یکفوج پیاده از سپاه نظام و چهار صرب توپ قاطری
بسر کردگی عبد الكريمخان كرنيل و فیروز خان کپدان از راه معاونت نزد میرزا احمد علیخان فرستاد و از انسوی
مردم مزاری کسی نزد میرزا احمد علیخان روان کرده پیام دادند که قاضی امیر الله خانرا گسیل دارد تا ایشان بواسطه
اواز سیاست سلطنت تسلیت حاصل کرده بعد بیای اطاعت پیش آیند و منظور ازین پیام آن بود که قاضی مذکور را
از سبب آنکه بغاوت را برایشان ثابت کرده فتوای حل خون و مال ایشانرا داده بود بهانه گرفتار سازند اما میرزا
احمد علیخان از مکائده آنان بفراست دانسته اورا نفرستاده پیام داد که ایشان در قلعه سعد الله آمده بعد قاضی
در آنجا حاضر شده سخن راند و مردم مزاری ازین پیام او ببرکید ایشانرا بر هدف شید (۲) راست ندیده غفلة مكرو فریب
مفتی محمد نعیم خان یورش برده او را در محاصره انداختند و کار را بمفتی محمد نعیم خان دشوار ساخته با او قرار دادند
که قلعه را فرو گذاشته جانب تور گل رهسپار شده بیکار گذاران پادشاهی ملحق شود و او چون جزاین چاره
نداشت لاجرم قلعه را بدانها گذاشته باعتبال و اطفال و تعلقاتش راه قلعه سعدالله برداشت و در انجا رفته مسکن گزید
و ازین یورش که باغیان بقلعه او آوردند ملك عرب نام بادی ژائی مزاری نیز که طریق خدمت دولت میسرد
و چنانچه مذکور شد در قلعه شاهی ژنددار گفته بود هراسناک گردیده قلعه خود را استحکام داده عیال و اطفال
خویش را در دامن علیحده فرستاده با متابعان و تن ژند دارش بقلعه داری پرداخت و در بنوقت مغل خان کم شرع
شرارت و مفسدت و فراز گردانی از پیش مذکور گشت ازین شور وغوغا آره گشته از راه عداوت دولت
داخل مردم میمنه شد و مردم را اغوا کرده غنیم نمود که توژده تن از بغاه مزاری را که در قلعه خاص گناو محبوس
و گرفتار دست خادمان دولت بودند حمله کرده بقهر و غلبه بدست آورده رها دهد و میرزا احمد علیخان ازین امر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
