Machine transcription
(٤٤)
( جلد اول ) ( ذکر فوت اعلیحضرت تیمور شاه ) ( سراج التواریخ )
وتهدید او مأمور گردیده بروی ظفر نیافت تا که بواسطه فیض طلب خان محمد زائی حاضر دربار شاهی آمده
بکشیدن طناب ویافتن مدگلو هلاك گشت وظفرخان پسرش پس از مرګ پدر بجایش مقرر ګردید تاسال ١٢١٣
هزار ودویست و سیزده هجری طریق اطاعت پیموده ابدأ بکسی نرسانید وازمظفرآباد تاحسن ابدال در تصرفش بوده
مال دیوانی را بتماما جایگیر خود صرف نموده بعمال دیوان سلطنت نمیداد واز خوف یاسارسیدن بدرش حاضر
پایه سریر سلطنت نیز نشد.
ذکر فوت
اعلیحضرت
تیمور شاه
ذکر فوت اعلیحضرت تیمورشاه
بن اعلیحضرت احمد شاه
چون عجوزه دهر همواره چهره حیات هر نيك وبد را بناخن مصیبت میخراشد و هريك از شاه و گدا را امید
زندگی جاوید هرګز نبوده ونباشد درهنگام قشلاق کردن اعلیحضرت تیمورشاه در پشاور که اکثر شهزادگان
كوچك حاضر رکاب وشهزاده همایون حکمران قندهار وشهزاده محمود بحکومت هرات مأمور بودند و شهزاده
زمان ولیعهد بدار السلطنه کابل اقامه داشت مزاج شاه ازسبب انهماك در مأکولات تغیریافته بمرض مراق گرفتار
گشت وازعلاج اطبای حاضره رکاب صحت پذیرنشده از عرض والتماس ایشان که آکوار بودن هوای پشاور را
در معالجه خود عذر نهادند با تب تاب راه کابل برګرفت و چون در منزل چهار باغ جلال آباد نزول فرمود
شهزاده زمان که از ناخوشی شاه آگاه شده راه عیادت پیش گرفته بود در منزل شرف دست بوس حاصل کرد
وشاه جبینش را بوسه داده بعوض دو رأس اسپ سواری او که از شدت راه پیمودن سقط شده بودند دو راس
از اسپان خاصه يرك يازین و یراق طلا بشهزاده عطا فرمود و از انجا با هم روانه شده شبی در منزلی شاه خوابی
دیده بشهزاده زمان و قاضی فیض الله خان که هردو حاضر بالین وی بودندبیان نمود که درعالم رویا چندتن پیش آمده
تاج شاهی را ازتارکم برداشته برفرق این فرزندم که حاضر است نهادند وتعبیرش را نیزخود گفت که آفتاب عمرم را
وقت غروب است وبریدن طایرروحم از قفس تن مطلوب وازبیان این خواب وتعبیر بااضطراب شهزاده وحاضرین
همدیکریه درآمده از گریه وناله آنها دراشك بيحيمر شاه نم غاطان کثٹ واصبحث واندرز چند بفرزند ار جمندش
فرموده ازانجا کوچیده چون داخل کابل شد در روز یکشنبه هفتم ماه شوال سال ١٢٠٧ هزارو دویست وهفت
هجری ایام عمرش سپری گشته روحش بفردوس برین درشد و بعداز سلطنت بیست و دوسال پدرود تاج وتخت
نموده ماده تاریخ فوت او و جلوس شاهزمان را میرزا محمد نام فروغی تخلص استرآبی برسبیل تعمیه برشته نظم
در آورده وآن اینست.
رونقش چو دخوابود چو جانکاه نشست خورشید برآمد از افق ماه نشست
از گردش مهروماه تیمور زتخت برخوإسته نواب زمان شاه نشست
بکم کردن عدد جملی تیمور ازعددتخت وافزودن عدد نواب زمان بران مطابق سال فوت اوست الغرض بیست و چهار فرزند
چون همایون (١) ومحمود (٢) واحمد (٣) وزمان (٤) وسلطان (٥) ونور ده (٦) وملک گوهر (٧) واکبر (٨)
وحسین (٩) وحسن (١٠) وعباس (١١) وبلند اختر (١٢) وشاهرخ (١٣) وشاه بور (١٤) وجهان والا (١٥)
وفیروز الدين (١٦) و ابرا هیم (١٧) وفرخ (١٨) وشجاع الملک (١٩) وخاور (٢٠) وايوب (٢١)
ومیرزا میران (٢٢) ومیرزا کہندل (٢٣) ونادر (٢٤) از او ماندند واعيلحضرت تیمور شاه مرحوم وضع
سلطنت خویش را برطبق سلاطين بزرك نهاده جیغه مکال از الماس بسر میزد وحمایل مکال بدوش می آویخت
وبالا پوش خود را بجواهر ثمین می آراست و کوه نور را بساعد راست وفخزاج را ببازوی چپ می بست
وهردو قطعه چنانچه رقم شده آمد از زوجه اعلیحضرت نادر شاه باعلیحضرت احمدشاه رسیده بودند و دیګر جيفه
مكل بجواهر بفرق اسپش نصب میکرد وازسبب پست قامتی کرسی مکان جهت سوارشدن ساخته بوقت سواری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
