Machine transcription
( ۳۲ )
( جلد اول ) ( ذکر ولایات میان دو آبهای پنجاب ) ( سراج التواریخ )
میان دوابه واقعند وامرت سر تخمۀ وعمده آنهاست و خروج سکهان در ابتدا از مك مانجه که امرت سردران
واقعست بوده و درین شهر از کثرت ميران و سردارن همسری سالاری و همبری در باری بوده و هر کدام
محصول دکاکین بازار تعمیر كردۀ خویشتن را میگرفته اند و از همۀ سرداران ان شهر کلاب سنگه بهنگی
ولد چند اسنگه برتری داشته چنانچه مرجع اکثر از مردم سكنۀ شهر و اصل بازار او بوده وامرت سر نام
تالابیست که اما کن پخته از آجر و حجر در اطراف آن برافراخته اند و در میان این تالاب گنبدیست
که معبد سکھان ومقام گروی ایشانست وزن و مرد گروه سکھه در هر گاه و بیگاه بدانجا رفته سماع خواندن
کتاب گرنت می نمایند و آن کتاب را نانك از فهم خویش در توحید واختیار نيك سلوکی و اجتناب از بدرفتاری
تصنیف کرده است و پس از خواندن و شنیدن آن کتاب همه روزه باواز جهر هتك حرمت واهانت ملت اسلام
میکرده اند تا که اعلیحضرت احمد شاه درانی چنانچه از پیش ذکر شده آمد آن تالاب را از خاك وخاشاك
واستخوان آکنده ساخته مردم شهر و بازار را از ایذاو آزار انها ایمن گردانید و شهر لاهور خاصۀ عمده
گروه ما بین جنوب و مشرق امرت سر واقعست و مردم سكنۀ این میان دو آبه از هندو و مسلمان مخلوطند
( میان دوآبه پنجم )
این میان دو آبه در بین آب بیای موصوف و نهر ستلج واقع و سی و سه گروه بچه مسافت عرض آنست
و این دو آبه را مردم پنجاب نها دو آبه میگویند قطع نظر از دیگران و قصبات و دیهات بسیار درین میان دو آبه
واقعند و دوازده هزار سواره و پیاده از اسلام و سکه در از منۀ سابقه اقامه گزین آنجا بوده اند و از نهر ستلج
جانب مشرق گذشته منتهای مملکت پنجاب است چنانچه از انجا ابتدای خاك هريانه و بادئی سر هند میباشد الغرض
(۱) چناب از دریای اتک تا کنار دریای (۱) جم هزاران سردار از مردم سکه مسکن داشته و يك مردیکر را سر باطاعت فرو
نمیگذاشته اند و سبب کثرت سرداران آن دیار اینکه هر که دو سه سر اسپی بدست آورده بلجام بیکام می نهاد
ندای سرداری میداد در روز نبرد با هزار مرد برابری میکرد چه دیگر مردم سکه باوی در پیکار یار میگشت
وبا وجود کثرت سوار آن نواحی تاب افواج اعلیحضرت احمد شاهی را نمیا وردند چنانچه در محاربات آن پادشاه
کشور کشا مسطور شده آمد
( تتمۀ مناسبه در بیان استیلای سكهه و عقیده ایشان )
سكهه یعنی مرید و پیر واست و این طایفه بواسطۀ پیروی نانك موسوم به سكهه شده است و بقرار بیان صاحب
سير المتأخرين پدر نانك بقال و از قوم کهتری وصاحب ثروت بوده و نانك از فیض خدمت سید حسن نام
درویشی که صاحب حال بود و نظر تربیت جانب او داشت فی الجمله دانشی بهمرسانید. و حقایق و معارف كتب
صوفيۀ اسلام اطلاعی حاصل نمود و مضامین اقوال عرفای ملت اسلام را بزبان پنجابی در سلك نظم در اورده
کتابی فراهم ساخته گرنت نام نهاد و کثرت اتباع ومكنت در زمان سلطنت اعلیحضرت بابر شاه مغول بوی
میسر گشت مطاع خلق شد و تا حال آن کتاب در دست پیروانش موجود و بغایت معروف است و در خواندن
آن مواظبت داشته تعظیمش مینمایند و چون کلامش مأخذ صحیحه دارد خالی از کیفیت و متانتی نیست و فقراء
این طایفه بمثابۀ فقراء اسلام وضع و رفتار میکنند و در بلدان وقرائیکه اهل این کیش سکنی دارند خانه موسوم
بسكنت که باصطلاح مردم افغانستان در مسال گویند تعمیر کرده یکتن مرشد و دیگر فقراء که مریدان وی
باشند دران خانه مقر گزیده زیست مینمایند الغرض از نانك دو پسر ماند یکی سری چند ودیگری لكهمی چند نام
و پسر دویمی زر اندوخته عمر بسیر وصید گذرانید و اعقاب و اخلافش نیز پیروی وی کرده تا حال بوتیرۀ او
روز میگذرانند و سرچند طریقۀ درویشی اختیار کرده زن نخواست و بجای نانك پدرش بعهد نشست چنانچه
انكد نام که یکی از خدام نانك بود بجای وی نشست و سیزده سال بعبادت گاه او بسر برده از عدم فرزند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
