Machine transcription
(٣٥٥)
(جلد دوم) (ذکر وقائع عهد امارت امیر محمد یعقوب خان) (سراج التواریخ)
پسوادیدش در اجرای کار پرداخته واو بایاات قندهار اقامت ورزیده بطمع پشت رود و فراه نیز افتاد چنانچه عموم سران سپاه انگلیس خصوص استیوارت را از سردار محمد یوسف خان حاکم پشت رود تخویف و تحذیر کرده بطلبیدن قندهارش تحریض و ترغیب نمود که اگر در انجا باشد باتفاق سردار محمد ایوب خان که در هراتست فتنه برانگیزند و او گفتار سردار شیرعلیخان را وقعی نگذاشته خارج از درجه اعتبار دانست تا که خودش مخالفت و نامهای پی در پی برای ملکان و رعایای پشت رود فرستاده اغوا نمودن آغاز نهاد که بر سردار محمد یوسف خان بشورند و آخرالامر بنامه اکتفا نکرده تاج محمد خان بن یحیی خان فوفل زائی را از قندهار در پشت رود نزد سردار محمد یوسف خان فرستاده تعلیقش کرد که او را بتکلیف آمدن قندهار کند و هر گاه سرباز زده نیاید مردم آنجا را بحیله بمخالفتش برانگیزد و سردار محمد یوسف خان از کید او آگاه گشته قبل از اینکه نائره فساد شعله ور گردد از پشت رود برخواسته وارد قندهار شد و از ورود او چون سردار شیر علیخان انگلیسا نرا ازوی بیم و خوف نشان داده بود گفتار او را نسبت بسردار محمد یوسف خان آلوده بغرض دانسته تکلیف مراجعت پشت رودش نمودند و او از باز گشتن در پشت رود سرباز زده گفت که اگرچه سردار شیرعلیخان باهلیت وقومی قرابت تامه بخاندان شاهی دارد امادرا،مور سلطنت او را حق مداخله و مشارکتی نبوده و نیست بلکه همیشه خادم دولت و رهسپار ملازمت بوده است و اکنونیکه شمایانار کان سپاه انگلیس اورا بزرگ و از خاندان سلطنت پنداشته با یالت قندهار برحال داشته اید و بصلاح و صوابدید او کار مملکت راست میکنید بودن خودرا در قندهار و پشت رود دشوار و ناسزا وار میدانم و ازین قبیل سخنان گفته انگلیسان را سا کت ساخته با سی سوار از قندهار رهسپار شده وارد دارالسلطنه کابل شد
ذکر خراب کردن انگلیسان بالاحصار را
و فرستادن امیر محمد یعقوب خان را در هند
و در خلال احوال مذکوره از سبب قتل کیو ناری که در بالاحصار وقوع یافته بود انگلیسان عزم خراب نمودن آنرا جزم کرده مردم سکنه آنرا که اکثر از قوم عرب بودند جهت حمل و نقل مال و اسباب و متاع ایشان دو روز مهلت دادند و در عرصه ایندو روز قلیل و کثیری از اموال منقولی خود را کشیده و اکثر همچنان برجا مانده بود که انگلیسان دست تخریب کشوده تمام عمارات آنرا خراب کرده چوبهایش را در شیرپور برده بتصرف چهاونی نظام که جدید در وسط شیرپور احداث کرده بودند رسانیدند و امیر محمد یعقوب خا رادر ماه ذیحجه سال ١٢٩٦ هزار و دویست و نود وشش هجری بمحافظت هرچه تمامتر از شیرپور کشیده یکفوج پیاده ویکفوج سواره نظام با او مامور کرده روانه دیره دونش نمودند و هر دو فوج محافظ او منزل بمنزل تبدیل یافته تا که در پشاورش رسانیده از انجا در موضع مذ کورش برده نظربند نگاهداشتند و همدرین هنگام بلک از روز ورود سپاه انگلیس در شیر پور حکم قتل فوج پیاده اردلی وغیره را که در قتل کیو ناری اقدام نموده بودند اصدار فرموده قرار دادند که هر که یکتن از مردم بلوائیان وقاتلان کیو ناری را گرفته نزد بزرگان انگلیس آورد پنجاه روپیه چهره شاهی از جانب دولت انعام باو عنایت میشود چنانچه بعضی مردم جاهل بطمع پنجاه روپیه بسیار کس را بانگلیسان نشان داده بشهادت رسانیدند واز جمله جنرال خسرو خان کافری الاصل جدید الاسلام و محمد اسلم خان کوتوال وسلطان عزیز خان بن نواب محمد زمان خان بکشیدن طناب درجه رفیعه شهادت یافتند و مقارن اینحال آتش بقور خانه پادشاهی که در بالاحصار بود افتاده تمام بسوخت و مردم شهر بسیار اسلحه سلطنتی را از قبیل تفنك وتفنگچه وغیره بتاراج مالك شدند وازصدمه آتش افتادن در باروت و فیوز سنگی برجسته به بیرق نشان دولت انگلیس که بفر از دروازه شاه شهید نصب کرده بودند رسیده بشکست
وقایع سال هزار و دویست و نود و هفت هجری
جنرال محمد جان خان که چندی قبل ازین چنانچه مذ کور گشت پس از محاربه موضع مرغ گیران بعزم فراهـم نمودن لشکر افواجی داخل قوم وردك شده بود مردم را تحریض و ترغیب غزا و جهاد کرده وارد غزنین
ذکر خراب کردن انگلیسان بالاحصار کابل را
وقایع سنه ١٢٩٧ هجری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
