Machine transcription
( ٣٤٨ )
(جلد دوم) ( ذکر وقایع عهد امارت امیر محمد یعقوب خان بن امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
ذکر نامه فرستادن امیر محمد یعقوب خان در تاشکند
چون امیر محمد یعقوب خان جالس سریر سلطنت شد از راه مودت وموالاتیکه پدرش با دولت روس در پیش گرفته بود نامه بحکمران تاشکند نگار فرموده از قوت پدر و امارت خود آگهی داده همان عهدی را که پدرش منعقد کرده بود با دولت روس اقرار برقرار نمود و در خلال اینحال مهر علیخان غلام بچه سردار عبد الرحیم خانرا که افواج تخته پل در وقت شورش خود بجنرالی بر داشته بودند با زنجیر در کابل طلبیده بیاسا رسانید و آنگاه که نامه امیر محمد یعقوب خان بحکمران تاشکند رسید چون در ذیل آن مرقوم داشته بود که سردار عبد الرحمن خانرا از سمرقند که با ترکستان متعلقه افغان قرب مسافت دارد در پلمان بعیده اقامتش دهند که مبادا از راه فرار وارد ترکستان گشته فتنه را بر انگیزد و او نیز درینوقت از سمرقند برای استحضار احوال در تاشکند رفته بود و حکمران آنجا از نامه امیر محمد یعقوب خان که مشعر بر دوستی روس بود مشعوف گشته بر طبق نوشته او راه معاندت با سردار عبد الرحمن خان پیش گرفت چنانچه خود سردار نامدار در روزنامه خویش نگار داده است که بفراست دانستم که روسیان با من خیال دوستانه ندارند و بخلاف حالتیکه با من داشتند رفتار میکنند و من تغافل کرده تفحص کج خیالی ایشان را نمیکردم و چنان زیست و رفتار می نمودم که گویا خبر ندارم و مشغول صید و شکارم اما در خفا از جهت فرستادگان امیر شیر علیخان که با این وقت در تاشکند بودند چند تن را مامور کرده بودم که از گفتار آنها بمن خبر دهند چنانچه مکشوف گشت که ایشان با حکمران تاشکند معاهده کرده و قرار داده اند که بازای امداد دولت روس که دست تصرف دولت انگلیس را از افغانستان باز داشته خود متصرف شود سردار شیر علیخان قندهاری طوائف درانی را از مجادله با دولت روس باز دارد و قندهار را بکار گنان آن دولت بسپارد و میرزا محمد حسن خان کتاب قراباشیه کابل و طوایف هزاره را برشته اطاعت بگردن نهد وعلا شاه محمد وزیر دول خارجه قبایل افغان غلجائی را پذیرای امر و نهی دولت موصوفه سازد و ملا عبد القادر معروف بقاضی پشاوری مردم خلیل و مهمند و اقوام سرحديه ونواحی پشاور را مطیع و منقاد گرداند انتهی و سردار عبد الرحمن خان پس ازین قرار داد آنان با دولت روس از تاشکند بسمرقند مراجعت کرد و حکمران تاشکند با آنکه در عهدیکه با امیر شیر علیخان در میان نهاده و قرار داده بود که کشمير وسند و پنجاب را بامر هند از راه استرداد سپرد او نمایند فراموش کرده باین اظهارات فرستادگانش خرسند و رجامند گشته ایشان را رخصت مراجعت داده از راه بازگشت وارد سمرقند شدند .
ذکر نامه فرستادن امير محمد يعقوب خان در تاشکند
ذکر سرگذشت سنه ١٢٩٦ سردار عبد الرحمن خان در سمرقند
ذکر سر گذشت سال هزار و دو پست و نو دوشش ( سردار عبد الرحمن خان در سمر قند )
چون فرستادگان امیر شیر علیخان مرحوم وارد سمرقند شدند سردار محمد سرور خان که امیر شیر علیخانش چنانچه از پیش رقم گشت بایزادرش سردار محمد عزیز خان از زندان کابل رها داده نزد سردار عبد الرحمن خان فرستاده بود ملاطفت نامه از طرف او برای سردار شیر علیخان قندهاری نگاشته جهت خاتم نهادن به پیشش گذاشت و او از مهر کردن سرباز زده گفت که او با همراهانش در دشمنی و عداوتم با دولت روس عهد بربسته چگونه نامه الفت ختامه برایش روانه کنم وسردار محمد سرور خان پاسخ داد که او از زمان محبوسیم در کابل با من حلف (١) کلام مجید در میان دارد اینرا گفته و اصرار کرده مهر سردار عبد الرحمن خانرا بدان نهاد و او گفت که از وخامت این نامه در خانه بیاد خواهد ار چنانچه سردار شیر علیخان آنرا از دست حاجی جان محمد حاملش گرفته فوراً بجنرال سپاه روس فرستاده او بکافمان در تاشکند روان کرد و بعد از پنج روز که حامل نامه باز نگشت سردار عبد الرحمن خان سردار محمد سرور خانرا از فرستادن نامه منت خطا کاری بر ذمت نهاده بعد هر دو تن با هم از راه تفرج وسیر بیرون شده سر گرم گردش بودند که یکتن از خدمه سردار عبد الرحمن خان نزد ایشان شده از ورود حکمران سمرقند بابکتن ترجمان جنرال ایوانوف بمنزل ایشان ایشانزا خبر داد و سردار
(١) حلف یعنی سوگند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
