Machine transcription
(جلد دوم) (ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان) (سراج التواریخ)
وقایع سنه
۱۲۹۶ هجری
وقایع سال هزار ودوصَد ونَود وشش هجری صلعم
درین سال امیر شیر علیخان سردار محمد یعقوب خان را بحکومت کابل گذاشته خودش در ماه محرم با یکفوج
پیاده ویک فوج سواره رایت مقصود جانب بلخ شقه کشا فرمود که بمعاونت دولت روس دولت انگلیس را از
حرکتش قرین حسرت وافسوس کند و پس از پرتو وصول در مزار شریف عزم رفتن سمرقند جزم کرده
سامان سفر ساز نمود و جنرال فیض محمد خان آگاه گشته از رفتن سمرقندش مانع آمده عرض نمود که مردم
سپاه نمیگذارند که راه سمرقند بر گیرید و میگویند که لوای غزا برافراشته از راه جهاد با دولت انگلیس در آویزیم وامیر
شیر علیخان ازین عرض و اظهار او اگر چه غصه ناک گشت اما نظر بعاقبت کار که مبادا افواج نظام ترکستان وقت را
نازک دیده فتنه بروی کار آرند فسخ عزم رفتن سمرقند فرمود و خود در مزار شریف تقاعد ورزیده سردار
شیر علیخان قندهاری وقاضی ملا عبد القادر پشاوری وملا شاه محمد وزیر دول خارجه ومیرزا محمد حسن خان
کتاب و کرنیل غلام حسن خان را با غیره بزرگان از راه رسالت مأمور سمرقند کرد که لشکر دولت روس بنا
بر مواعد واطهار انیکه داده و کرده و قرار نهاده اند واو را بحیله از دولت انگلیس رو گردان ساخته بمجادله
ومقابله انداخته اند در افغانستان بیاورند و کارکنان دولت روس بخیال اینکه خود امیر شیر علیخان بنا بر
خبریکه در افواه سمرقند بود وارد سمرقند خواهند شد قبل از وصول فرستادگان مذکور معاش باغهای با خضارت
ورنضارت را جهت فرود گاه او از اسباب و آلات شاهانه بیار استند و مترصد پرتو نزولش نشستند
ذکر تصرف
کردن لشکر
انگلیس جلال
آباد و کرم
را و محاربه
عرض راه
تخته پل
ذکر تصرف کردن لشکر انگلیس
(جلال آباد وکرم را ومحاربه عرض راه میل وتخته پل)
وافواج دولت انگلیس پس از گسسته شدن انتظام سپاه نظام امیر شیر علیخان در کتل پیوار ودهن دره خیبر
چنانچه از پیش رقم گشت بیاغی داخل جلال آباد وعلاقه کرم شده در هر دو جا رحل تصرف غاصبانه انداخت
ومقارن پل مطابق روز مقابله سپاه انگلیس با سپاه سرحديه امير شير علیخان در دهن خیبر وکتل پیوار سپاه
مأمورۀ قندهار دولت مزبوره از جبل کوژک عبور کرده وارد منزل کدنی شد وسردار میر افضل خان حاکم
قندهار بیامه طلب سردار محمد یوسف خان حاکم پشت رود را دعوت قندهار نمود که بامردم الوس فراه وپشت
رود ونواحی قندهار باتفاق رایت جهاد افرازند و او بنا بپنشوریکه امیر شیر علیخان قبل از حرکتش بجانب
ترکستان فرستاده چنانچه مذکور شد از مقابله با سپاه دولت انگلیس منع فرموده بود نخست از نوشته سردار
مير افضل خان سرباز زده ثانياً از اصرار و کثرت تحریض و ترغیب و گفتار او از پشت رود باهفت صد سوار
وارد قندهار شد بعد سردار میر افضل خان خواست که سردار عبد الوهاب خان پسر خود را باچهار صد
سوار از راه شبیخون و ترکتاز بمال ومواشی اردوی انگلیس مامور کند ناچار اماسردار محمد يوسف خانش مانع
گردیده گفت که از گزائیدن چنین امور کاری برنیاید بلکه نشاید زیرا که جز از بیدار وهوشیار ساختن خصم
ثمری حاصل نگردد و او گفته سردار محمد یوسف خان را نپذیرفته از عزمش باز نگشته ناچار سردار محمد
يوسف خان نیز تنها رفتن سردار عبد الوهاب خان را نيك وعار شمرده همراهی او را اختیار کرد که
مبادا او را بخون وبد دلی منسوب کنند چنانچه با سردار عبد الوهاب خان ودو هزار سوار از نظامی
ور کابی جانب لشکر گاه انگلیس رهسپار گشت و وارد منزل تخته پل گردیده چون مردم آنجا از بیم سپاه
انگلیس که مبادا پامال شوند مساکن خود را فرو گذاشته جای کناره گزیده بودند سردار محمد یوسف
خان نور محمد خان بن محمد ناصر خان اچکزائی بزرگ مردم آنجا را نزد خود طلبیده سه روزه علوفه از قبیل
آردوجو وروغن وغيره از وی گرفته و سه وقته نان پخته با خود برداشته چهارصد سوار را از راه رباط و چهار صد
دیگر را از جاده غلو کتل (۱) بسر کرده گی عبدالمجید خان علی زائی امر رهسپردن کرد و خود باسردار عبدالوهاب (۱) غلو کتل
خان وسلطان محمد خان وبقیه سوار در منزل تخته پل توقف نمود و آنگاه که سواران ماموره در بین جبال واقعۀ بلفظ افغانی
كتل دزدان
عرض راه تخته پل ومیل رسیدند جنرال دانلد استوارت آگاه گشته توپخانه را بجلو انداخته بکشاد دادن توپ را گویند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
