Machine transcription
(۲۸۹)
(جلد دوم) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
را مستحکم داشته باشند تا براهی راه بر گرفته از حمله خصم ایمن باشند چنانچه در شب همیر شده از دهنه شیر
عبور نکرده بودند که دو هزار تن از سواران قندهاری و هراتی و پشت رودی که امیر شیر علیخان بعزم عقب گیری اردوی
سردار عبدالرحمن خان که از کوچہ داش خبر نداشت کاشته بود که از راه خفا اسپداده در قفای لشکر سردار
(۱) موصوف کین گرفتند با خودش با تمامت سپاه از پیش و ایشان از قفا اردوی او را در میان گرفته (۱) مستاصلش
مستاصل از سازند بانشصد سواره مأموره سردار عبدالرحمن خان که آنجا مذ کور شد دو چار گشته در تاریکی شب باهم در آویختند
بیخ برکنده و هم مأمورین سردار عبدالرحمن خان از کثرت سوار خصم و شعله ور شدن آتش حرب بوی خبر داده پای همت
فشردند و او دوفوج پیاده از راه معاونت سوارانش رجمت داد چنانچه در عین گیرودار ببروقت آنان رسیده
دست بآلات جنك بردند و سواران امیر شیر علیخان را هزیمت داده دو برق و سه نقاره بدست آورده اسلحه
کشتگانرا بغنیمت گرفته مظفر و منصور از عقب اردو راه برداشتند و بلشکر پیوسته بعد از دهنۀ شیر عبور کرده
چون وارد منزل ششگاو شدند امیر شیر علیخان ده هزار سوار دیگر فرستاده ایشان از سپاه سردار عبدالرحمن
خان اثری ندیده مژده دادند که او با لشکرش هزیمت یافته جانب کابل رفته است و امیر شیر علیخان بنوید اخیرشلك
شادیانه کرده سوار بسیاری بتعاقب کاشت که سردار عبدالرحمن خان را در هر جا که بیابند دستگیر کنند و او
از منزل شش کاو برخواسته جنرال نصیر خانرا با عبدالرحیم خان پیش رو لشکر قرار داده سردار محمد رفیق خان را
( ۲ ) ساقه با جمعی از سپاه جانب دست راست کاشته خود باچهار فوج پیاده و دوازده عراده توپ از (۲) ساقه راه بر گرفته
فوج پسینه بود که سواران امیر شیر علیخان در رسید و سردار عبد الرحمن خان تنها اسپ شجاعت تاخته شش تن از ایشان
و آخرین را بضرب کلوله از پا در آورد و لشکرش از مشاهده این جرأت آواز باچهار بار بلند کرده رو بجنك نهادند و در چنين
حالت سردار شجاعت دثار يك فوج پیاده را در مغاکی امر ایستادن کرده فرمود که هروقت صدای توپ بالا
شود ایشان نیز بر خصم حمله کرده شلك تفنك نمایند و خود بثانی راه بر گرفت تا که سواران امیر شیر علیخان
بخاك مذكور راه نزديك كردند انگاه سردار عبدالرحمن خان هر دوازده توپ را که همراه داشت بروی کار
آورده ایشانرا هدف کلوله توپ ساخت و فوج پیاده مزبور نیز از کمین گاه برخواسته دست بآلات حرب بردند
وبيك حمه قریب هزار تن آدم واسپ را بخاك هلال انداخته بقیه السیف پشت بخنک دادند و از کابو له رس توپ دورتر
رفته چپ و راست تردد همیکردند تا که باز فرصت یافته سه صد سوار از دیگران جدا شده بر دنباله اردوی سردار
عبدالرحمن خان تاختند و او ایشانرا هدف کلولۀ توپ ساخته هزار سوار برکاشت که تاخته همه را دست گیر
سازند و هم يك فوج پیاده را صف بسته امر ایستادن کرد که مبادا همه سواران خصم از راه معاونت آن سه صد
سوار پیش با فوج پیاده بتدافعه گرایند و سواران سردار عالی تبار یکصد و پنجاه تن از سواران مذکوره را
دستگیر کرده نزد او آوردند و مابقی از راه فرار بیارانشان پیوستند و او اسیرانرا منت اطلاق بر ذمت نهاده رخصت
داد و ایشان بهمراهان خود پیوسته داستان از رشادت سپاه و مدارای سردار عبدالرحمن خان بپای بردند بعد همه
ایشان از ترکتاز بازمانده روی بسوی قلاع مردم وردك نهادند و مردم مذکور از در آمدن بقلاع خود ایشانرا
مانع کردیده باهم در آویختند وصد تن از مردم وردك را بکشتند و سرهای کشتگان را با خود نزد امیر شیر
علیخان برده منسوب بلشکر سردار عبدالرحمن خان نمودند و از قضای ایشان اقربای کشتگان از راه داد
خواهی نزد امیر شیر علیخان رفته همه را از اظهاریکه کرده بودند خجل ومنفعل ساختند و سرهای کشتگانرا
بازپس آورده دیگر بار خواستن نشد بعد امیر شیرعلیخان از اسپین ده کوچیده درغزنین وسردار عبدالرحمن خان
در هفت آسیا فرود آمده بعد سردار نیکو اطوار وارمید آباد شده در مواضع مستعده سنگرهای سدید برافراخته
آماده جنگ استوار نشست و امیر شیر علیخان چهار روز در غزنین درنگ کرده سردار فتح محمد خان و سردار
یحیی خان را که در جلال آباد بودند فرمان فرستاده تا گهپی داد که با چهار فوج پیاده که همراه دارند و عصمت الله
خان و ارسلاح خان و مردم الوسی جلال آباد و نواحی آن روی بسوی کابل نهند تا از دو جانب خصم را در میان
گرفته بمرام فائق آیند و روز پنجم سردار محمد افضل خانرا با سردار محمد سرور خان بن سردار محمد اعظم خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
