Machine transcription
(٢٧٤)
( جلد دوم ) ( ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
بن سردار محمد اعظم خان در کابل امیر موصوف متحد و همداستان شده در ترکستان با سردار محمد افضل خان نیز راه
مراوده پیش گرفته بخلاف امیر شیر علیخان با او سخن میراند و اوازین رفتار و کردار کابلش رنجیده خاطر گردیده
روانه کابل فرمود که در اردوی معلی نباشد و سردار فتح محمد خان بن وزیر محمد اکبر خان مرحوم را بحکومت تخته پل
سرافرازی داده میرزا محمد حسین خان بن میرزا عبدالسمیع خان قزلباش را بسردفتری آنجا کاشت و حکومت
آقچه را بسردار فیض محمد خان تفویض فرموده همچنین در هر محال و هربلدی حاکم و نویسنده از خدام اخلاص
کیش صداقت اندیش تعین نموده بعد عیال و اطفال سردار محمد افضل خان و سردار عبدالرحمن خان پسرش را
از راه جبل هندوکش روانه کابل کرده سردار محمد افضل خانرا تحت الحفظ با خود برداشته از راه بامیان مرحله
پیمای دار السلطنه کابل شد و قبل از ورود موکب همایون سردار جلال الدینخان که از کردار خودش شرمسار بود
از کابل گریخته در قندهار نزد سردار محمد امین خان که با امیر شیر علیخان سرگران بود رفت و پس از وی سردار
محمد شریف خان نیز سواران مواجب خوارش را اندک اندک از شهر کابل کشیده خود از قفای ایشان بیرون
شده از راه فراه در قندهار رفت و آنگاه که اعلیحضرت امیر شیر علیخان در کابل نزول افکنده با رسفر گشود
امر عروسی سردار شهباز خان بن سردار محمد اکرم خان با صبیه سردار محمد اسلم خان اتفاق افتاده سردار محمد
اسلم خان و سردار محمد حسین خان در قتل امیر شیر علیخان دل یکی کرده با هم قرار دادند که در شب زفاف بوقت
سپردن عروس را بداماد امیر شیر علیخان را که حاضر محفل میشود بکشند و پدر زنخان مفسیدش ساخته زمام مهام
امارت را بقبضه اقتدار خویش آرند و از بخت امیر شیر علیخان بواسطه خبر آکاه کشته هر دو تن را محبوساً بهند
فرستاد و پس از ان از برادرانش بدگمان شده بهانه اینکه سردار محمد عمر خان سردار احمد خان و سردار محمد زمان
خانرا بدریعه مکتوب از ترکستان در کابل طلبیده و ایشان ترک ولایت احسانات سردار محمد افضل خانرا کرده در کابل
آمده بودند فوج متعلقه ایشانرا داخل افواج پادشاهی کرد و ایشانرا از فوج تهی دست و ناتوان ساخته فرمود که
شما باین احسان سردار محمد افضل خان را نکردید هم چنان رعایت حقوق امارت را نیز نخواهید کرد و ایشان
ازین تحقیر و اخفاف اگر چه سر گران و دلگیر شدند اما از هیبت و حشمت امارت چیزی نتوانستند گفته خواموش نشستند
ذکر فتنه
سردار محمد
امین خان
( ذکر فتنه سردار محمد امین خان )
( حکمران قندهار )
چون سردار محمد شریف خان و سردار جلالدینخان بقراریکه مذکور شد از کابل گریخته وارد قندهار شدند
سردار محمد امین خان را که از امیر شیر علیخان بواسطه دشنام دادن و پیام فرستادن بصحابت سردار مدد خان
در وقت حرکتش بجانب ترکستان چنانچه از پیش رقم کشت رنجیده خاطر و سرگران بود اغوا نموده بمخالفت امیر
شیر علیخانش بر انگیختند چنانچه سردار جلال الدینخان و سردار شیر علیخان قندهاری و سردار مدد خان را باشش
هزار پیاده و سوار و چند ضرب توپ از قندهار بتسخیر قلعه قلات کاشت و خود بالشکر بسیار از قفای ایشان رهسپار
شد و امیر شیر علیخان از محال آگاه کشته در حال حکم و رعایای عرض راه را فرمان کرد که بجهت فرستادن لشکر
برق را از راه پاك نمایند و از السو لشکر سردار محمد امین خان وارد نواحی قلات شده سردار فتح محمد خان را
که با عیال و میرزا حبیب الله خان وردك و خواجه محمد خان قوم مذکور و سرتیپ محرم الدینخان قوم ابراهیم خیل
با چند بیرق خاصه دار و چند ضرب توپ در اندرون قلعه بود بمحاصره انداخت و تا فصل بهار بدور قلات افتاده
کاری از پیش نبرده بی نیل مرام جانب قندهار مراجعت کرد و امیر شیر علیخان که از این امر آشفته خاطر گشته بود
عصمت الله خان و ارسلاح خان جبار خیل غلجائی را بحفاظت کابل بکاشته سردار ولی محمد خان را بحکومت آن
تعین فرمود و چند تن از خدام معتمد را بخدمتش بداشت و خود با سردار محمد علیخان فرزند ارجمند خویش و لشکر
گزیده طریق سرزنش سردار محمد امین خان پیش گرفت و در مادی الحجه سال ۱۲۸۱ هزار و دو بیست و هشتاد ويك
هجری از کابل راه قندهار برگرفت و در موضع چشمه جلفر واقع قرب قلعه قاضی پرتونزول افکند و از جمله سرداران
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
