Machine transcription
(٢٤٣)
(جلد دوم) (ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر) (سراج التواریخ)
در محفل حضور هر کدام بمقام خویشتن نشستند وازانجا که امیر کبیر متصف باخلاق حمیده ومواظب بافعال پسندیده
بود با هیچيك از خویش و بیگانه اگرچه نسبت بوی بدی و دشمنی میکرد حواله اش را بخداوند تبارك وتعالی
نموده مورد عتاب وعقاب نمیفرمود چنانچه سردار میر افضل خان که از کردارش خجل ومنفعل بود و در دل
خود را سزاوار هر گونه عذاب می پنداشت امیر کبیر فرزند ارجمندش سردار شیر علیخان را امر کرد که خیمه
خاص اعلیحضرتش را برده او را پوشانیده شرفیاب حضورش سازد نمایه احترامش کاسته نگردد و در هنگام
حاضر شدنش بعزم سلام از خیمه فرود گردیده امیر کبیر نیز بجهت احترام او از جا برخاسته سه چهار گام
باستقبال او در اندرون خیمه پیش نهاده مراسم پذیریه عزیزانە بتقديم رسانیده شد ودست او را گرفته در پهلوی
خويش جای نشستن داد وزبان برفع انفعال او که از ناصیه حالش هويدا بود گشوده بآب تسلیت غبار خجلت
را از چهره اش بشست آنگاه طعام حاضر آورده شده پس از صرف نهار هريك از بار مراجعت کرده در جای
خویش قرار گرفت و چند روز در فراه سپاه را از خستگی راه استراحت ورفاه داده درينك فرموده از حركت
باز ایستاد
ذکر شاديانه استرداد فراه در ترکستان
(ومامور شدن سردار عبد الرحمن خان از حضور والد ماجدش بحكومت قطغن)
ذکر
شادیانه فتح
فراه و مامور
شدن سردار
عبد الرحمن
خان بحکومت
قطغن
ومقارن احوال مذکوره خبر فتح واسترداد فراه در اقوامستر گردیده در ترکستان بسردار محمد افضل خان رسیده
وی طبل شادیانه کرده شیلک از آب و نان نیز کشید و سردار عبد الرحمن خان پسر خود را بجای سردار
عبد الغیاث خان حاکم قطغن که از مرض طاعون فوت شده بود بحکومت قطغن وسالاری سپاه آنجا مأمور فرمود
واو از تخته پل راه بر گرفته چون وارد خان آباد شد سپاه مقیم آنجا مقدمش را گرامی داشته مراسم استقبال
ولوازم اعزاز واکرام بجای آوردند او پس از رفع خستگی راه بنظم ونسق امور ملکی ونظامی پرداخته نخست تنخواه
هشت ماه سپاه را که از سال پیش مانده بود باچهار ماهه تنخواه این سال ادا نمود بعد ضباط وعمال محال را بزیر
بازپرس حساب آورده برذمه هريك از چهل تا پنجاه وصد هزار روپیه که از یغموی سردار عبدالغیاث خان حیف
ومیل کرده بودند ثابت ساخته بحواله ووصولش پرداخت ومشغولان ذمه از درد تحصیل وجوهيكه دزدیده بودند
دو فوج پیاده و چهار صد سواره نظام را که از خود سردار محمد اعظم خان ودرخان آباد بودند ودر تلف کردن
مال ومنال سرکارى باحاكم سابقه و ميرزايان اشتراك داشتند اغوا کرده ترغیب و تحریض همیکردند که لوای بلوا
برافرازند وامر الله خان وعظیم خان منصبداران هردو فوج پیاده و باقرعلی شاه هندی افسر فوج سواره دروقت
مشاوره در جواب میگفتند که ما از خود سالاری چون سردار محمد اعظم خان داریم و اينك كه سردار عبد الرحمن
خان روی بازخواست را بسوی مانهاده است ناچار سردار محمد عزيز خان فرزند ارجمند ولیتیم خود را که بسن
یازده سالگی ست با خود برداشته در کابل میرویم و هم به نی افسران مذکورین باین امرکبطانان واجیدتان افواج
نظام را که با ایشان درستم وسرقت مال رعايا واموال ديوان انباز بودند با خود همدست وهمداستان ساخته لالا
ومعلم سردار محمد عزیزخان را نیزباخود يكدل ويكجهت نموده شب وروز درپی این کار بودند و سردار عبدالرحمن
خان بپاس خاطر عم مكرمش سردار محمد اعظم خان که فوج متعلقه اوبود چیزی بخاطر نیاورده بدیشان چیزی وقایع سنه
نمیگفت ومترصد وقت فرصت می بود تا اگر حرکتی کنند پاداش آن در همان حال بینند
۱۲۷۹ هجری
وقایع سال هزار و دویست و هفتادونه هجری
درماه محرم این سال امیر کبیر که چند روزه در فراه توقف کرده بود از آنجا کوچیده بعزم تسخير هرات
راه بر گرفته وارد منزل ساچ شد وازانجا درمنزل خشكابه وازانجا درمنزل خوسف وهمچنین درمنزل گله ماشوو
منزل عمارت وازانجا وارد اسفزار گشت وپنج روز جهت تهیۀ علوفه که ازانجا باهرات وجود نداشت درانجا
درنگ کرد و در هنگام توقف اينمنزل افواج سواره را از پنجصد الی هزار تن با آزوقه بمسافت سه وچهار گروه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
