Machine transcription
(۲۲۳)
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) ( سراج التواریخ )
بودند برساربانان و مهتران وقاطر چیانیکه ببدرقه کی دوصد تن پیاده خاصه دار و پنجاه سوار جهت آوردن علوفه از
لشکرگاه بیرون شده بودند تاختند و خاصه داران و سواران بدرقه پای ثبات فشرده بمدافعه پرداختند و نیم کس نزد
سردار عبدالرحمن خان فرستاده از ماجرا آگاهش ساختند واو فوراً چهار صد تن سواره وسه صد تن پیاده
از عسکرگاه بکمك فرستاده امر کرد که هر سواره پیاده را ردیف خود برداشته بسرعت شتاب خویش را بمروقت
گرفتاران میدان کارزار رسانند و آنگاه که ایشان راه نزديك كردند سواران بدخشانیه ورستاقیه ایشانرا
دیده بی درنك پشت بجنك داده رو ببادیه فرار نهادند و از راه کرز وارد رستاق شدند و دوروز دیگر بعد ازین
قضیه بازسواران مذکوره ترکتاز آغاز کرده بچند قشلاق از رعایای پادشاهی حمله کردند و سردار عبدالرحمن خان
سوار کشاده و پیاده خاصه دار از لشکرگاه بمدافعه آن جماعة شرارت شعار گسیل داشته ایشان غنیم را هزیمت
داده دون اسپر باصد راس اسپ از ایشان گرفته مراجعت کردند و هم چنین ناسه ماه هنگامه پیکار استوار و بازار
کارزار رایج و برقرار بود تاروزی یکی از سادات که بمنزله مرشد میراتالیق بود و او ارادت و اخلاص بسیار
بوی داشت و از منزلش فرار نکرده بود حیلت انگیخته مخالفان را تعلیم کرد که سواره بسیاری در نزد او
فرستاده بقرب وجوار منزلش کمین کنند واو سردار عبدالرحمن خان را از راه مهمانی در جای خویش دعوت
کرده چون وارد خانه او شده کمر استراحت بکشاید سواران از کمین گاه تاخته او را باهمراهانش بربایند چنانچه
برطبق القای خویش سردار عبدالرحمن خان را از طریق ضیافت در شب دعوت کرد و او باسه صدتن سواره نظام
و دوصد تن سواره کشاده از اردو رو بخانه آن سید صیاد (۱) شیاد نهاده ازین راه صد سوار را مخفی مأمور اطراف (۱)
خانه او کرد تا اکر کیدی اندیشیده باشد و حادثه روی دهد سردار و الا تبار را آگاه سازند و خودش با چهار صد شیاد مکار و
سوار دیگر که همراه داشت در منزل سید موصوف وارد شده آنقدر درنك فرمود که آش وطعام پخته گشت فریب دهنده
وخوان سالار سفره وطعام حاضر ساخته چون خوان گسترده و انواع طعام چیده شد و هنوز اهل مجلس دست
بخوردن دراز نکرده بودند که سواری از نزد آن صد سوار که سردار عبد الرحمن خان بکمین داشته بود در
رسیده سردار عالی تبار را آگاه ساخت که سوار بسیاری رو بطرف خانه سید بعزم رزم میآیند چنانچه در کمین
گاه با سواران مأمور سردار دو چار گردیده سر گرم پیکارند وایشان بجنك و گريز رو بدشمن و پشت بدين
انجمن نزديك شده اند که وارد شوند و سردار عبد الرحمن خان از شنیدن این خبر دهشت اثر سید میزبان را
بامنسوبانش محبوس و گرفتار ساخته بلا درنك آهنك جنك كرد وسواره در لشکر گاه نیز فرستاده بسردار محمد
اعظم خان پیام داد كه يك فوج پياده و هزار تن سواره بادو ضرب توپ روانه معرکه کار زار نماید و خودش
بضرب گروه مخالف که ده هزار سوار بود رسیده با ایشان در آویخت و دران تاریکی شب بسیاری را خون بریخت
وگروه اشرار که از کم وبسیار دلیران کار زار آگاه نبودند از حمله های شیرانه و دست بردهای دلیرانه سردار
عبدالرحمن خان و همراهانش چنان پنداشتند که حربگاه سراسر پر از لشکر است که چنین رشادت بتقديم ميرسانند
پس ناچار قبل از انکه كمك از معسکر برسد سواران میر رستاق و بدخشان الامان گفته رو بفرار نهادند وسردار
عبدالرحمن خان فتحیاب گردیده کس نزد کمکیان که در راه بودند فرستاده پیام داد که خصم مغلوب گشته راه
فرار برگرفت ایشان در هر جا که رسیده باشند درنك كنند و در بازگشت وی همرکاب طریق مراجعت طی نمایند
و درین محاربه صدتن از همراهان سردار عبدالرحمن خان مجروح ومقتول گردیده پنج صد تن از دشمن را زخمدار
نموده واز دم تیغ گذرانیده اجساد کشتگان همچنان مطروح در میدان ماندند وزخمداران ایشان را باچهار صد
تن اسیر که دست گیر کرده بود از حربگاه برداشته بشتاب در خانه سید مذکور مراجعت فرمود وطعامها که
بر سفره چیده و سرد شده بود تناول نمود و ده دوازده تنی که از آقسقالان در جمع اسیران دستگیر شده بودند زبان
بدشنام سید مزبور کشوده رو برویش سخنان ناسزا گفتند و پرده رازش را که تاکنون نهفته بود نزد سردار
عبدالرحمن خان دریده معايبش را يكيك بروز دادند که بواسطه این سید بدین بلیه مبتلا شده ایم زیرا که او پیمان
پیام داده ایشان را بدین امر دعوت نموده آماده ساخت که من سردار عبد الرحمن خان را بمهمانی دعوت نمایم شما
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
