Machine transcription
(۲۴۸)
(جلد دوم)
( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) (سراج التواریخ)
و از دیگر سوی سردار محمد اعظم خان که روی جانب ترکستان نهاده بود چون وارد آبی بيك شد سردار عبد الرحمن
خان که از تاشقرغان چهار منزل بعزم استقبال عمش راه نوردیده بود در منزل مذکور درك ملاقات کرده از آنجا
با هم براه بر گرفته بحضور سردار محمد افضل خان برادر بزرگش وارد تخت پل شدند و هر دو برادر با هم مصافحه و معانقه
نموده از دیدار یکدیگر مبهج و شادمان شده امر لشکر کشی و دشمن کشی را تا فصل بهار معطل داشته در گوشه
انتظار نهادند
ذکر مراجعت امیر کبیر از جلال آباد بکابل و لشکر فرستادنش جانب قطغن
و لشکر کشیدن سردار محمد افضل خان از ترکستان و تخت پل بدانسه )
) بسالاری سردار محمد اعظم خان و سردار عبدالرحمن خان )
چون ایام دی در گذشته موسم بهار رسید امیر کبیر از جلال آباد مراجعت فرموده بدار السلطنه کابل
مقام ییلاق گزید سردار محمد اسلم خان را بادو فوج پیاده و شش عراده توپ و سواره و پیاده بسیار از راه
چاریکار جانب قطغن رهسپار ساخت و از عقب او لشکر دیگر بسر کرده کی سردار شمس الدین خان
بن سردار امیر محمد خان مرحوم روانه آن مرز و بوم نمود و همچنین از قتای او سردار محمد شریف خان را با دیگر
لشکر شایان از پی هم بفاصله یکيك منزل گسیل فرمود و از جانب ترکستان سردار محمد افضل خان لشکر بزرگ
مرتب و منظم ساخته بسالاری سردار عبدالرحمن خان در تحت رایت و فرمان سردار محمد اعظم خان قرار داده
بطرف قطغن رهسپار فرمود و در هنگام کوچ دادن سپاه سردار محمد افضل خان از تخته پل سوار شده با راده
سان بینی داخل لشکر گاه شد و چون سردار عبد الرحمن خان تمامت سواره و پیاده و توپخانه را بوجه اتم و اکمل
آراسته و پیراسته بود پس از عرض دیدن افواج انتظامش مطبوع و مستحسن افتاده بعطای شمشیر مرصع و اسپ
زین و یراق طلاء از قبل پدر خجسته سیرش مفتخر و سربلند گشت و هم مأمور شد که با اردویش در تاشقرغان
رفته درنك نمايد تا سر دار محمد اعظم خان که بعض امور ضروریه سفرش ناتمام است انجام نموده از عقب در رسد
بعد با هم جاده پیمای منزل مقصود شوند و سردار عبدالرحمن خان بامر پدر والاشانش از تخته پل جیش در جنبش
آورده وارد تاشقرغان شد و مردم سکنه شهر و اطراف آنجا از بزرگ و كوچك باستقبال برخواسته نظر بمحبت
و موانستیکه از وقت حکومت او در دل داشتند زبان بشکر خداوند تبارك وتعالى و دعا و ثنای وی کشوده مقدمش
را بغایت گرامی داشتند و تعظیم و تمجیدش نموده مراسم اعزار واکرام بجای آوردند و او بازای خوشی و خرمی نمودن
و شکر گذاریدن و دعا وثنا خواندن ایشان زبان بلطف و نرم گوئی و بیان دلجوئی باز برسی نموده همه را مرهون
تفقدات بیکرانه ساخت و میدان عیدگاه را که دشت با فضائیست لشکرگاه قرار داده فرود آمد و روز دیگر از راه
امتنان مردم سكنه تاشقرغان رؤسای شهر را دعوت میهمانی کرده بعزت و احترام همه را طعام داد و ایشان نیز
از طریق وفا راه صدق و صفا پیموده با او و لشکرش سلوك و رفتار مخلصانه بتقديم رسانیدند و روز پانزدهم وروداو
در تاشقرغان سردار محمد اعظم خان از عقب در رسیده بوی ملحق گشت و دو روز دیگر با هم توقف کرده بعد براه
افتاده وارد آبی بيك شدند و سه روز جهت تهیه علوفه در انجا مکث نموده روز چهارم رو براه غوری نهادند
و پس از قطع پنج منزل بقرب قلعه غوری که میراتالیق بروج و باره اش را بمردان کار و سامان کارزار استوار
داشته بود رسیده قلعه را مستحکم دیدند
ذکر محاصره قلعه غوری
و رسیدن میر اتالیق بیاری قلعه گیان و مغلوب شدنش )
چون قلعه را محکم و قلعه داران را استوار و مستحکم مشاهده کردند لاجرم سردار عبدالرحمن خان تدبیر نیک
در ضمیر داشت بروی کار آورده قبل از آنکه خیام و سرا پردهای اردو برپا و افراشته گردد تمامت سپاه را که
بیست هزار مرد پیکار و چهل عراده توپ آتش بار بودند بمقابل قلعه با صفوف آراسته ساعتی برپای داشت تاقلعه
ذکر
مراجعت امیر
کبیر و لشکر
فر ستادن
سردار محمد
افضل خان
در قطغن
ذکر محاصره
قلعه غوری
و شکست میر
اتالیق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
